﻿1
00:00:00,105 --> 00:00:01,481
‫آنچه گذشت…

2
00:00:04,735 --> 00:00:07,487
‫آمریکا قبول کرد
‫به نیروهای ویژه‌ی ارتش‌شون آموزش بده

3
00:00:07,571 --> 00:00:09,364
‫که رهبرشون ژنرال رضا پوترا بود

4
00:00:09,448 --> 00:00:10,591
‫پوترا رفت سراغ مردم

5
00:00:10,615 --> 00:00:13,910
‫دولت آمریکا یه تیم فرستاد اونجا
‫تا شر پوترا رو کم کنه

6
00:00:13,994 --> 00:00:16,163
‫می‌دونی، این اولین باری نیست
‫که گرین توی دردسر می‌افته

7
00:00:16,246 --> 00:00:19,916
‫الان هم با تشکر از تو
‫دوباره ضربه‌ی بدی می‌خوره

8
00:00:20,000 --> 00:00:22,210
‫بچه‌ها، ایشون ستوان «مانتی دِروسا»ست

9
00:00:22,294 --> 00:00:25,213
‫این پرونده برای اداره‌ی پلیس میفیلد
‫خیلی بزرگه

10
00:00:25,297 --> 00:00:27,716
‫فدرال همه‌چیز رو دست می‌گیره.
‫من رو کنار می‌ذارن

11
00:00:27,799 --> 00:00:30,135
‫اونا منابع لازم برای رسیدگی
‫به این موضوع رو دارن

12
00:00:30,218 --> 00:00:31,636
‫خانواده‌ی من رو به قتل رسوندن!

13
00:00:31,720 --> 00:00:33,180
‫خودم اون حیوون‌ها رو دستگیر می‌کنم

14
00:00:33,263 --> 00:00:36,016
‫همون‌طور که به خانواده‌م آسیب زدن
‫بهشون آسیب می‌زنم

15
00:00:36,099 --> 00:00:37,726
‫اون آدمی نیست
‫که آنا و بن دوستش داشتن

16
00:00:37,809 --> 00:00:39,728
‫اون آدم هم مثل اونا مُرده

17
00:00:39,811 --> 00:00:42,230
‫چرا مردم به‌خاطر یه عکس از تو، کاهیل
‫و پوترا کشته می‌شن؟

18
00:00:42,314 --> 00:00:44,274
‫پس نمی‌دونم اون عکس چرا این‌قدر خاصه

19
00:00:44,357 --> 00:00:45,657
‫شاید اون یکی آدم توی عکس بدونه

20
00:00:45,692 --> 00:00:47,277
‫جیکوب، پلام رو ببر به کتاب‌خونه

21
00:00:47,360 --> 00:00:49,634
‫از اینترنت عمومی برای پیدا کردن
‫اون دانشمندی که توی عکسه استفاده کنید

22
00:00:49,635 --> 00:00:51,239
‫امکان نداره. منم میام به اون رستوران

23
00:00:51,323 --> 00:00:53,658
‫پلام یه غیرنظامیه
‫و به محافظت نیاز داره، تو هم پلیسی

24
00:00:54,910 --> 00:00:56,411
‫شرمنده

25
00:00:56,495 --> 00:00:58,121
‫باید به حرف‌تون گوش می‌دادم

26
00:00:59,634 --> 00:01:10,634
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

27
00:01:15,263 --> 00:01:17,891
‫فلش رو بده، ریچر،

28
00:01:17,974 --> 00:01:20,685
‫وگرنه اون بریدگی روی شکمت
‫در مقایسه با بریدگی گردن اون

29
00:01:20,769 --> 00:01:22,270
‫مثل یه خراش کوچیک به نظر می‌رسه

30
00:01:23,480 --> 00:01:24,856
‫یا شاید اون بهت شلیک کنه

31
00:01:25,690 --> 00:01:27,567
‫خب، پس اول باید اون رو بزنه

32
00:01:29,444 --> 00:01:30,779
‫نمی‌خوای مسئول

33
00:01:30,862 --> 00:01:33,323
‫نابودی کامل یه خانواده باشی

34
00:01:33,406 --> 00:01:35,075
‫- بُکُش‌شون، تامارا
‫- هی

35
00:01:35,158 --> 00:01:37,118
‫- مغزهاشون رو بترکون
‫- هی!

36
00:01:37,202 --> 00:01:39,120
‫- مرگ و زندگی فرقی برام نداره
‫- خفه‌خون بگیر

37
00:01:42,374 --> 00:01:43,559
‫فلش رو بده،

38
00:01:43,583 --> 00:01:46,878
‫وگرنه نای‌ـش رو می‌کِشم بیرون

39
00:01:46,962 --> 00:01:48,262
‫باشه

40
00:01:50,000 --> 00:01:57,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

41
00:01:59,099 --> 00:02:00,642
‫بذارش روی زمین

42
00:02:06,815 --> 00:02:08,149
‫حالا شوتش کن

43
00:02:09,943 --> 00:02:11,243
‫بیا بگیرش

44
00:02:11,945 --> 00:02:14,072
‫الان وقت بازی کردن نیست، ریچر

45
00:02:18,910 --> 00:02:20,787
‫فلش لعنتی رو بده بهم!

46
00:02:27,085 --> 00:02:29,546
‫بچه‌ها؟ آهای؟

47
00:02:29,629 --> 00:02:32,173
‫سلام، باید از کتاب‌خونه می‌زدم بیرون

48
00:02:32,257 --> 00:02:34,718
‫حس عجیب‌وغریبی داشتم
‫که چند نفر زیر نظر داشتنم

49
00:02:34,801 --> 00:02:37,637
‫ممکنه بی‌خانمان بوده باشن،
‫ممکنه هم آدم‌کُش بوده…

50
00:02:38,555 --> 00:02:39,855
‫گندش بزنن

51
00:02:45,604 --> 00:02:47,022
‫بخواب روی زمین!

52
00:03:53,046 --> 00:03:54,547
‫زنده نگهش دار!

53
00:03:54,631 --> 00:03:56,591
‫فکر می‌کنی دارم
‫سعی می‌کنم چیکار کنم؟

54
00:04:07,477 --> 00:04:08,777
‫بخواب روی زمین!

55
00:04:26,246 --> 00:04:27,664
‫فلش کجاست؟

56
00:04:29,582 --> 00:04:30,882
‫نیازت نمی‌شه

57
00:04:35,171 --> 00:04:37,215
‫گرفتمش. بریم!

58
00:04:39,342 --> 00:04:40,802
‫گندش بزنن

59
00:04:40,885 --> 00:04:42,387
‫- تیر تموم کردم
‫- منم همین‌طور

60
00:04:42,470 --> 00:04:43,698
‫فلش رو بردن

61
00:04:43,722 --> 00:04:45,181
‫رفتن زیرزمین

62
00:05:01,239 --> 00:05:02,949
‫این‌جا نیستن

63
00:05:03,033 --> 00:05:04,868
‫با عقل جور درنمیاد

64
00:05:04,951 --> 00:05:06,828
‫راه‌پله تنها راه ورود و خروجه

65
00:05:16,171 --> 00:05:17,471
‫با آسانسور رفتن

66
00:05:25,263 --> 00:05:27,057
‫یا عیسی‌مسیح!

67
00:05:34,647 --> 00:05:36,274
‫فرار کردن

68
00:05:47,911 --> 00:05:48,971
‫چیکار می‌کنی؟

69
00:05:48,995 --> 00:05:52,123
‫دنبال سوئیچ ماشین می‌گردم
‫تا پلام رو ببرم بیمارستان

70
00:05:52,207 --> 00:05:54,959
‫اگه کسی که تیر خورده رو ببری
‫بیمارستان ازت سوالاتی می‌پرسن

71
00:05:55,043 --> 00:05:56,312
‫می‌تونن به این اتفاق ربط‌تون بدن

72
00:05:56,336 --> 00:05:58,922
‫تمام پلیس‌های فیلادلفیا الان می‌ریزن این‌جا.
‫اونا بهش رسیدگی می‌کنن

73
00:05:59,005 --> 00:06:00,381
‫تا اون موقع می‌میره

74
00:06:00,465 --> 00:06:03,343
‫باید توی کتاب‌خونه پیشش می‌موندم

75
00:06:03,426 --> 00:06:06,387
‫همه‌ش تقصیر منه

76
00:06:21,486 --> 00:06:26,157
‫- داره تلاش می‌کنه یه چیزی بگه
‫- لئو… لئو… لئو…

77
00:06:26,241 --> 00:06:27,659
‫نمی‌فهمم

78
00:06:27,742 --> 00:06:29,869
‫لئو…

79
00:06:29,953 --> 00:06:31,253
‫آلکویست

80
00:06:32,872 --> 00:06:35,166
‫لئو آلکویست؟ کیه؟

81
00:06:35,250 --> 00:06:39,087
‫شیمی‌دان… توی اون عکس

82
00:06:39,170 --> 00:06:41,089
‫توی دوور

83
00:06:43,925 --> 00:06:45,225
‫مراقب باش

84
00:06:47,554 --> 00:06:48,614
‫تو هم همین‌طور

85
00:06:48,638 --> 00:06:49,938
‫برو

86
00:06:54,227 --> 00:06:55,937
‫باید از این‌جا بریم

87
00:07:00,275 --> 00:07:01,693
‫برنامه چیه؟

88
00:07:01,776 --> 00:07:04,779
‫فلش دست اوناست.
‫لیلا و آمیشا به هم دلیل اومدن این‌جا

89
00:07:04,863 --> 00:07:06,322
‫حتی نمی‌دونیم اون عکس چرا مهمه

90
00:07:06,406 --> 00:07:07,866
‫اگه می‌دونستیم، می‌فهمیدیم می‌خوان
‫با اون عکس چیکار کنن

91
00:07:07,949 --> 00:07:09,951
‫اگه اون رو می‌فهمیدیم،
‫می‌دونستیم می‌خوان کجا برن

92
00:07:10,034 --> 00:07:11,911
‫و اینا رو چطور بفهمیم؟

93
00:07:11,995 --> 00:07:15,623
‫لئو آلکویست. اون تنها سرنخ‌مونه،
‫و اون می‌دونه چرا عکس مهمیه

94
00:07:15,707 --> 00:07:17,458
‫باید پیداش کنیم

95
00:07:17,542 --> 00:07:19,544
‫بی‌خیال، خیلی ظاهرمون داغونه.
‫تو سر تا پات خونیه

96
00:07:19,627 --> 00:07:21,588
‫حتی توی فیلادلفیا هم
‫خیلی ضایع هستیم

97
00:07:21,671 --> 00:07:24,299
‫باید قبل از این‌که کسی بفهمه
‫کی هستیم از این‌جا بریم

98
00:07:26,058 --> 00:07:27,643
‫[ تحت تعقیب ]

99
00:07:33,516 --> 00:07:34,816
‫دیگه خیلی دیره

100
00:07:34,817 --> 00:07:39,740
‫« ریـچـر »

101
00:07:39,741 --> 00:07:41,740
‫[ بر اساس رمان «فردا ناپدید می‌شود»
‫اثر لی چایلد و با الهام از شخصیت جک ریچر ]

102
00:07:48,781 --> 00:07:50,533
‫عکسش همه‌جا پخش شده

103
00:07:50,617 --> 00:07:52,911
‫چقدر دیگه اسم شما هم
‫وارد این ماجرا می‌شه؟

104
00:07:52,994 --> 00:07:54,537
‫آره

105
00:07:54,621 --> 00:07:57,165
‫دوره‌ی آموزشی نظامیِ تابستونی
‫توی می‌سی‌سی‌پی رو گذروندم

106
00:07:57,248 --> 00:07:59,876
‫دوره‌ی مدرسه‌ی آموزش افسری رو
‫با یه مربی نظامی گذروندم که ازم متنفر بود،

107
00:07:59,959 --> 00:08:02,879
‫ولی از این ماجرای مزخرف
‫جون سالم به در نمی‌برم؟

108
00:08:02,962 --> 00:08:04,262
‫اون اتفاق نمی‌افته

109
00:08:05,048 --> 00:08:07,425
‫چون اجازه نمی‌دیم

110
00:08:07,508 --> 00:08:09,052
‫باید یه کاری بکنیم

111
00:08:09,135 --> 00:08:10,887
‫نه بابا؟!

112
00:08:10,970 --> 00:08:13,848
‫چون دستت رو انداختی گردن «پاول بانیان»،
‫(شخصیت چوب‌بر افسانه‌ای)

113
00:08:13,932 --> 00:08:15,850
‫جلوی رسانه‌ها گفتی
‫یکی از دوست‌های قدیمیته،

114
00:08:15,934 --> 00:08:18,728
‫و حالا اون تبدیل شده
‫به دشمن شماره‌ی یک

115
00:08:18,811 --> 00:08:20,355
‫خب نمی‌شه روایتش رو عوض کنیم؟

116
00:08:21,231 --> 00:08:22,899
‫برای کی؟

117
00:08:22,982 --> 00:08:26,236
‫خبرنگارهایی که عکسش رو
‫همه‌جا پخش می‌کنن؟

118
00:08:26,319 --> 00:08:28,488
‫بوی خون به مشام‌شون رسیده

119
00:08:28,571 --> 00:08:29,948
‫و آمار بالای ببیندگان

120
00:08:30,949 --> 00:08:34,369
‫و الان که داریم صحبت می‌کنیم،

121
00:08:34,452 --> 00:08:37,580
‫دارن در مورد اون، تو،

122
00:08:37,664 --> 00:08:39,082
‫و خودکشی کاهیل تحقیق می‌کنن

123
00:08:39,165 --> 00:08:41,167
‫چقدر طول می‌کشه تا بفهمن
‫همه‌شون به هم ربط دارن؟

124
00:08:41,251 --> 00:08:43,962
‫اندونزی و آنا مریک؟

125
00:08:46,089 --> 00:08:48,299
‫می‌خوای رهبر جهان آزاد باشی؟

126
00:08:48,383 --> 00:08:51,219
‫پس مثل یه رهبر رفتار کن
‫و چند تا تصمیم بگیر

127
00:08:51,302 --> 00:08:55,265
‫چون این قضیه
‫باید همین‌الان حل بشه

128
00:08:57,141 --> 00:09:00,436
‫فراری و درمونده‌ست،

129
00:09:00,520 --> 00:09:04,274
‫و اگه دستگیر بشه
‫یه قدم با اعدام فاصله داره

130
00:09:04,357 --> 00:09:07,277
‫تنها گزینه‌ای که داره اینه
‫که بره سراغ اون کسی که توی عکسه

131
00:09:08,569 --> 00:09:10,905
‫اگه اون مرد رو پیدا کنی
‫جک ریچر رو هم پیدا کردی

132
00:09:10,989 --> 00:09:14,033
‫و وقتی پیداش کردی…

133
00:09:14,117 --> 00:09:15,493
‫حلش کن

134
00:09:22,041 --> 00:09:26,421
‫- هی! یه نفر توی ماشینه که تیر خورده به سینه‌ش
‫- آره. دارم می‌رم سراغش

135
00:09:26,504 --> 00:09:29,382
‫- باید نگاهی به گردنت بندازم
‫- نه، نه. برو به دوستم کمک کن

136
00:09:29,465 --> 00:09:30,765
‫لطفاً

137
00:09:33,136 --> 00:09:34,436
‫دوستت چطور تیر خورده؟

138
00:09:36,931 --> 00:09:38,808
‫نمی‌دونم

139
00:09:38,891 --> 00:09:41,644
‫داشتیم توی «چسنات» قدم می‌زدیم

140
00:09:41,728 --> 00:09:44,230
‫یهویی تیراندازی‌ها شروع شدن

141
00:09:44,314 --> 00:09:47,108
‫چسنات؟ از وقتی اون اتفاق افتاده
‫صدای بی‌سیم‌هامون یه لحظه هم قطع نشده

142
00:09:47,191 --> 00:09:49,193
‫انگار یه چیزی خورده به گردنت

143
00:09:49,277 --> 00:09:52,447
‫آره، شاید شیشه‌هایی که شکستن
‫گردنم رو زخمی کردن

144
00:09:52,530 --> 00:09:54,032
‫آشفته‌بازاری بود برای خودش

145
00:09:57,702 --> 00:09:59,704
‫اتاق ترومای ۱.
‫و دکتر «برمن» رو خبر کنید

146
00:09:59,787 --> 00:10:01,372
‫- کمک نیاز داریم
‫- دریافت شد

147
00:10:02,332 --> 00:10:06,419
‫- باید اظهاراتت رو ثبت کنم
‫- حتماً. البته

148
00:10:07,545 --> 00:10:08,845
‫هر کمکی ازم بربیاد انجام می‌دم

149
00:10:09,380 --> 00:10:12,717
‫فقط بذارید این رو تمیز کنم
‫و بعدش هر چیزی که دیدم رو بهتون می‌گم

150
00:10:13,801 --> 00:10:15,101
‫الان برمی‌گردم

151
00:10:16,804 --> 00:10:18,556
‫هی. می‌شه یه نگاهی به این بندازید؟

152
00:10:18,639 --> 00:10:20,224
‫ایستگاه پرستاری اون‌جاست

153
00:10:20,308 --> 00:10:21,893
‫- یه دقیقه‌ی دیگه میام
‫- باشه

154
00:10:24,771 --> 00:10:26,071
‫هی

155
00:10:26,939 --> 00:10:28,441
‫هی، بمون

156
00:10:31,152 --> 00:10:33,613
‫گوشی دوستت از جیبش افتاد

157
00:10:35,114 --> 00:10:36,414
‫ممنون

158
00:10:38,034 --> 00:10:39,334
‫ممنون

159
00:10:40,703 --> 00:10:43,498
‫اون یارو بازیگری چیزیه؟
‫به خدا قبلاً دیدمش

160
00:10:43,581 --> 00:10:45,500
‫آقا، بیایید این‌جا

161
00:10:45,583 --> 00:10:47,293
‫آره، یه لحظه برم دستشویی و بیام

162
00:10:47,377 --> 00:10:49,587
‫یکی از افراد تحت تعقیبه

163
00:10:49,670 --> 00:10:51,172
‫ایست!

164
00:10:51,255 --> 00:10:53,383
‫همین‌الان بخواب روی زمین!

165
00:10:53,466 --> 00:10:55,385
‫واحد ۱۶۲۲، تعقیب‌وگریز پیاده

166
00:10:55,468 --> 00:10:57,428
‫داخل بیمارستان پن پرسبی،
‫خروجی جنوبی

167
00:10:57,512 --> 00:11:00,556
‫مرد سفیدپوست، ۱۷۵ سانتی‌متر،
‫‏۷۰ کیلوگرم…

168
00:11:31,629 --> 00:11:33,923
‫- گندش بزنن
‫- چیه؟

169
00:11:34,006 --> 00:11:36,551
‫یه نگاهی به خودت بنداز. فکر کردی
‫با یه کلاه هم‌رنگ جماعت می‌شی؟

170
00:11:36,634 --> 00:11:37,934
‫به‌گا رفتیم

171
00:11:39,137 --> 00:11:42,807
‫توی حاشیه‌ها می‌چرخیم، سریع
‫جابه‌جا می‌شم. چاره‌ای نداریم

172
00:11:43,516 --> 00:11:46,769
‫حالا که حرف گاییدن شدن،
‫نظرت در مورد خوابیدن با دشمن چیه؟

173
00:11:48,521 --> 00:11:50,189
‫بی‌خیال، اگه جلوش لخت نشدی

174
00:11:50,273 --> 00:11:52,775
‫چطور از زخم روی شکمت خبر داشت؟

175
00:11:52,859 --> 00:11:55,236
‫الان جلوی تو هم لخت شدم
‫ولی با هم نمی‌خوابیم

176
00:11:55,987 --> 00:11:57,655
‫چون موردعلاقه‌ی من نیستی، کونان

177
00:11:57,738 --> 00:11:59,824
‫ولی از جواب دادن سوالم طفره نرو

178
00:11:59,907 --> 00:12:02,952
‫لیلا باهات خوابید تا وادارت کنه
‫کاری که می‌خواد رو انجام بدی

179
00:12:03,035 --> 00:12:04,370
‫از قبلش هم داشتم کاری
‫که می‌خواست رو انجام می‌دادم

180
00:12:04,454 --> 00:12:06,038
‫پس فقط نتونسته
‫در مقابلت مقاومت کنه؟

181
00:12:06,122 --> 00:12:07,540
‫ظاهراً

182
00:12:07,623 --> 00:12:11,085
‫در هر حال، توی یه مسافرخونه‌ی ارزون‌قیمت
‫با یه آدم‌کُش خوابیدی

183
00:12:13,254 --> 00:12:14,554
‫اونم همین‌طور

184
00:12:15,423 --> 00:12:17,300
‫لعنتی. خیلی داغونه

185
00:12:17,383 --> 00:12:20,094
‫اما من نمی‌تونم قضاوت کنم

186
00:12:20,178 --> 00:12:21,679
‫دوست‌پسر سابقم…

187
00:12:21,762 --> 00:12:23,764
‫توی یه عملیات شبیخون
‫به مرکز فاحشه‌ها دستگیرش کردیم

188
00:12:23,848 --> 00:12:25,558
‫غافل‌گیری خوبی بود

189
00:12:26,225 --> 00:12:27,560
‫برای همین از جیکوب خوشت میاد؟

190
00:12:28,853 --> 00:12:30,153
‫جانم؟

191
00:12:31,481 --> 00:12:34,984
‫چون مثل کونان آدم گنده‌بکی نیست
‫و بچه‌ی خوبیه

192
00:12:35,067 --> 00:12:36,527
‫دوست‌پسر سابقت که نبوده

193
00:12:37,278 --> 00:12:38,779
‫هیچی نمی‌دونی

194
00:12:38,863 --> 00:12:41,991
‫پیداش کردم. لئو آلکویست

195
00:12:42,783 --> 00:12:44,202
‫مدیرعامل شرکت مواد شیمیایی «پلوتوس»ـه

196
00:12:45,244 --> 00:12:47,079
‫بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی آفت‌کش در آمریکاست

197
00:12:47,163 --> 00:12:50,875
‫پلوتوس، خدای کشاورزی یونان

198
00:12:50,958 --> 00:12:54,587
‫قبل از این‌که شرکتش رو تأسیس کنه
‫و توی دوور ساکن بشه، توی «دارپا» کار می‌کرده

199
00:12:54,670 --> 00:12:55,970
‫چقدر فاصله داره؟

200
00:12:58,007 --> 00:12:59,425
‫‏۹۰ دقیقه، بستگی به ترافیک داره

201
00:12:59,509 --> 00:13:02,011
‫اما ماشین نداریم

202
00:13:04,889 --> 00:13:06,807
‫نیازی نداریم

203
00:13:49,517 --> 00:13:51,978
‫بیا بریم. طبقه‌ی سوم. یالا!

204
00:14:12,790 --> 00:14:14,333
‫اتوبوس به شهر نیویورک،

205
00:14:14,417 --> 00:14:17,670
‫توی نیو همپتون، ترنتون،
‫پرینستون و نیو برانزویک توقف داره

206
00:14:17,753 --> 00:14:20,339
‫اون‌جا. دوور

207
00:14:21,799 --> 00:14:23,968
‫وقتی باربر بره پشت اتوبوس،
‫حرکت می‌کنیم

208
00:14:24,051 --> 00:14:26,512
‫آخرین باری که سوار اتوبوس شدیم
‫توی ۱۰ ثانیه لو رفتیم

209
00:14:26,596 --> 00:14:27,896
‫سوار اتوبوس نمی‌شیم

210
00:14:29,682 --> 00:14:31,225
‫الان

211
00:15:00,129 --> 00:15:03,466
‫راحت باش.
‫قراره یه مدت این‌جا باشیم

212
00:15:25,905 --> 00:15:27,239
‫سلام؟

213
00:15:28,699 --> 00:15:30,326
‫سلام؟

214
00:15:33,871 --> 00:15:36,332
‫کی هستی؟

215
00:15:36,415 --> 00:15:37,715
‫عمو مانتی

216
00:15:38,542 --> 00:15:41,379
‫جیکوب. چه خبره؟

217
00:15:41,462 --> 00:15:43,798
‫پلیس‌های فیلادلفیا باهام تماس می‌گیرن،

218
00:15:43,881 --> 00:15:46,342
‫و عکست توی اخبار پخش شده
‫و می‌گن به یه قاتل کمک می‌کنی؟

219
00:15:46,425 --> 00:15:48,094
‫حقیقت نداره

220
00:15:48,177 --> 00:15:49,970
‫خب دیگه نمی‌دونم چی حقیقت داره
‫و چی نداره

221
00:15:50,054 --> 00:15:52,014
‫در مورد تماس گرفتن
‫با اِف‌بی‌آی بهم دروغ گفتی

222
00:15:52,098 --> 00:15:53,432
‫و بعدش هم غیبت زد

223
00:15:53,516 --> 00:15:56,477
‫می‌دونم. می‌دونم. شرمنده.
‫چاره‌ای نداشتیم

224
00:15:56,560 --> 00:15:59,313
‫باشه؟ فقط پلیس دنبالم نیست

225
00:15:59,397 --> 00:16:01,732
‫همون‌طور که گفتم،
‫مأمورهای فدرال هم دنبالمن. و…

226
00:16:01,816 --> 00:16:04,110
‫سی‌آی‌اِی کوفتی

227
00:16:04,193 --> 00:16:06,445
‫سی‌آی‌اِی؟

228
00:16:06,529 --> 00:16:08,155
‫مواد مصرف می‌کنی، جیکی؟

229
00:16:08,239 --> 00:16:12,284
‫نه، نه. پاک پاکم،
‫اما خیلی می‌ترسم

230
00:16:12,368 --> 00:16:14,870
‫باشه؟ همین‌الانش هم
‫مسئول مرگ آنا و بن هستن

231
00:16:14,954 --> 00:16:17,206
‫اگه دست‌شون به من برسه،
‫من رو هم می‌کشن

232
00:16:17,289 --> 00:16:20,876
‫مردی که همراهم بود تیر خورده

233
00:16:20,960 --> 00:16:23,546
‫یا خدا

234
00:16:23,629 --> 00:16:25,798
‫خیلی‌خب، گوش کن

235
00:16:25,881 --> 00:16:27,109
‫با چند نفر تماس می‌گیریم

236
00:16:27,133 --> 00:16:28,276
‫- باشه
‫- حلش می‌کنیم

237
00:16:28,300 --> 00:16:31,637
‫یه وکیل مدافع کیفری توی هکنساک هست.
‫همون که ایتالیاییه

238
00:16:31,721 --> 00:16:32,906
‫- نه، نه، نه، نه، نه، نه
‫- کارش درسته

239
00:16:32,930 --> 00:16:35,433
‫وکیل نمی‌خوام.
‫کار اشتباهی انجام ندادم

240
00:16:35,516 --> 00:16:37,601
‫باشه؟ چیزی که نیاز دارم
‫اینه که از فیلادلفیا خارج بشم،

241
00:16:37,685 --> 00:16:39,895
‫اما نمی‌تونم، چون همه دنبالم می‌گردن

242
00:16:39,979 --> 00:16:44,942
‫لطفاً، عمو مانتی، خواهش می‌کنم،
‫تو تنها کسی هستی که می‌تونی کمکم کنی

243
00:16:46,402 --> 00:16:49,905
‫باشه. خیلی‌خب، ببین،
‫همین‌الانم توی راه فیلادلفیا هستم

244
00:16:49,989 --> 00:16:52,450
‫چی؟ چرا؟

245
00:16:52,533 --> 00:16:54,368
‫چون فکر می‌کردم برمی‌گردی اون‌جا،

246
00:16:54,452 --> 00:16:57,413
‫و می‌خواستم قبل از این‌که
‫اوضاع بدتر بشه خودم رو برسونم

247
00:16:57,496 --> 00:17:00,166
‫پس گوش کن، میام سراغت،

248
00:17:00,249 --> 00:17:03,836
‫ولی باید قول بدی
‫که با یه وکیل صحبت کنی، باشه؟

249
00:17:03,919 --> 00:17:08,382
‫همه‌چیز محرمانه‌ست، جیکی.
‫نمی‌تونه به کسی چیزی بگه

250
00:17:08,466 --> 00:17:12,011
‫لطفاً. دیگه نمی‌دونم
‫باید چیکار کنم، بچه‌جون

251
00:17:14,263 --> 00:17:15,323
‫باشه

252
00:17:15,347 --> 00:17:16,766
‫ممنون، عمو

253
00:17:19,059 --> 00:17:21,061
‫چون منم نمی‌دونم باید چیکار کنم

254
00:17:25,000 --> 00:17:32,000


255
00:17:36,243 --> 00:17:38,245
‫لیندروس

256
00:17:38,329 --> 00:17:39,997
‫هکستال

257
00:17:41,081 --> 00:17:42,381
‫شولتز

258
00:17:44,001 --> 00:17:46,754
‫- کر
‫- چیکار می‌کنی؟

259
00:17:46,837 --> 00:17:49,048
‫ماهی قرمزهایی که توی
‫دوران بچگی داشتم رو نام می‌برم

260
00:17:51,675 --> 00:17:53,302
‫چرا؟

261
00:17:53,385 --> 00:17:54,685
‫نگرانش نباش

262
00:17:56,388 --> 00:17:58,432
‫بابی کلارک

263
00:17:58,516 --> 00:18:01,852
‫ماهی‌ای به اسم بابی کلارک داشتی؟

264
00:18:01,936 --> 00:18:05,815
‫اسم بازیکنان فیلادلفیا فلایرز رو روی
‫حیوون خونگی‌هام می‌ذاشتم. فقط… خفه شو

265
00:18:05,898 --> 00:18:07,775
‫از فضای بسته ترس داری؟

266
00:18:07,858 --> 00:18:10,194
‫همین‌الان فهمیدم

267
00:18:10,277 --> 00:18:13,197
‫سعی دارم حواسم رو از این حقیقت پرت کنم
‫که توی یه تابوت فلزیِ در حال حرکتیم،

268
00:18:13,280 --> 00:18:15,032
‫و ماهی‌هام هم تموم شدن

269
00:18:16,492 --> 00:18:18,410
‫شیش شیش تا؟

270
00:18:19,078 --> 00:18:20,378
‫چی؟

271
00:18:21,288 --> 00:18:24,208
‫باید ذهنت رو درگیر
‫یه چیز کاملاً منطقی کنی

272
00:18:24,291 --> 00:18:28,087
‫فوبیاها واکنش‌های احساسی به تهدیدهایی‌ان
‫که آدم احساس‌شون می‌کنه ولی واقعی نیستن

273
00:18:28,170 --> 00:18:31,006
‫- برای من که واقعیه
‫- نیست

274
00:18:31,090 --> 00:18:32,967
‫این‌جا اون‌قدر فضا و هوا هست
‫که برای هر دو تامون زیاد هم هست،

275
00:18:33,050 --> 00:18:34,593
‫اما تو خودت رو متقاعد کردی
‫که کافی نیست

276
00:18:36,136 --> 00:18:37,847
‫دما ۲۴ درجه‌ست،
‫اما احتمالاً فکر می‌کنی گرمه

277
00:18:37,930 --> 00:18:40,099
‫- گرمه
‫- نه، نیست

278
00:18:40,182 --> 00:18:41,767
‫پس روی یه چیز منطقی تمرکز کن،

279
00:18:41,851 --> 00:18:44,395
‫تا مغزت جایی برای
‫مزخرفات نداشته باشه

280
00:18:44,478 --> 00:18:47,022
‫هیچی منطقی‌تر از ریاضی نیست

281
00:18:47,106 --> 00:18:49,358
‫پس…

282
00:18:49,441 --> 00:18:51,277
‫شیش شیش تا؟

283
00:18:53,112 --> 00:18:55,698
‫- ‏۳۶ تا، اما فکر نکنم…
‫- هفت هشت تا؟

284
00:18:55,781 --> 00:18:57,867
‫‏۵۶ تا. تأثیری نداره…

285
00:18:57,950 --> 00:19:00,494
‫- چهار سه تا؟
‫- ‏۱۲ تا

286
00:19:02,663 --> 00:19:05,040
‫ممنون که این کار رو می‌کنی

287
00:19:06,667 --> 00:19:07,967
‫خوش‌حالم که می‌تونم کمک کنم

288
00:19:08,919 --> 00:19:10,219
‫پنج پنج تا؟

289
00:19:11,171 --> 00:19:12,715
‫‏۲۵ تا

290
00:19:13,591 --> 00:19:16,135
‫به عنوان یه غول قاتل
‫خیلی مهربونی

291
00:19:16,218 --> 00:19:18,888
‫مخصوصاً بعد از این‌که
‫اون اول پرونده‌ی آنا رو رد کردم

292
00:19:20,723 --> 00:19:22,850
‫شرمنده

293
00:19:22,933 --> 00:19:25,436
‫نمی‌خواستم درگیرش بشم چون…

294
00:19:26,979 --> 00:19:29,982
‫یه مدتی بود که یه پلیس واقعی نبودم
‫و کارهای پلیسی واقعی انجام نداده بودم

295
00:19:31,191 --> 00:19:32,491
‫چرا؟

296
00:19:34,194 --> 00:19:36,322
‫‏۱۳۰ تقسیم بر ۸؟

297
00:19:36,405 --> 00:19:38,741
‫تقسیم طولانی؟ کون لقت

298
00:19:39,366 --> 00:19:42,411
‫منصفانه‌ست. ولی جواب سوالم رو ندادی

299
00:19:42,494 --> 00:19:46,457
‫چرا یه پلیس واقعی نبودی و تصمیم گرفتی
‫ادامه بدی تا حقوق بازنشستگی بگیری؟

300
00:19:46,540 --> 00:19:48,375
‫اون‌قدر کارآگاه خوبی هستی
‫که چنین کاری نکنی

301
00:19:54,256 --> 00:19:57,343
‫چند سال پیش
‫یه پرونده‌ی ضرب‌وجرح دستم افتاد

302
00:19:57,426 --> 00:20:00,596
‫یه دانشجوی مست خیلی محکم
‫یه چکیده به پیشخدمت می‌زنه

303
00:20:00,679 --> 00:20:02,723
‫پیشخدمت دندونش می‌افته
‫و چشمش کبود می‌شه

304
00:20:02,806 --> 00:20:05,267
‫پسره ۱۸۸ سانت بود.
‫پیشخدمت ۱۶۰ سانت

305
00:20:05,351 --> 00:20:07,686
‫فیلم دوربین مداربسته هم موجود بود.
‫پرونده کامل مشخص بود

306
00:20:09,229 --> 00:20:12,191
‫مافوق‌هام بهم گفتن
‫از اتهامات صرف‌نظر کنم

307
00:20:12,274 --> 00:20:14,276
‫پسره وصل بوده

308
00:20:14,360 --> 00:20:16,377
‫پدر و مادرش از حامی‌های
مالی اصلی شهردار بودن،

309
00:20:16,378 --> 00:20:17,758
‫اما من نمی‌تونستم قبول کنم،

310
00:20:17,759 --> 00:20:23,577
‫پس منتظر موندم تا از شرکتی
‫که توش کارآموز بود خارج بشه،

311
00:20:23,661 --> 00:20:27,081
‫و جلوی چشم همه
‫به طرز تحقیرآمیزی دستگیرش کردم

312
00:20:27,164 --> 00:20:29,208
‫- شرط می‌بندم پدر و مادرش خیلی کیف کردن
‫- خب باید جوری تربیتش می‌کردن

313
00:20:29,291 --> 00:20:31,001
‫که روی یه زن دست بلند نکنه

314
00:20:31,710 --> 00:20:34,755
‫پس منتقلت کردن به آخرین شیفت
‫و تو هم دیگه اهمیتی ندادی

315
00:20:38,509 --> 00:20:41,178
‫می‌دونی جالب‌ترین بخشش چیه؟

316
00:20:41,261 --> 00:20:43,138
‫این پرونده…

317
00:20:43,222 --> 00:20:45,641
‫لیلا و آمیشا،

318
00:20:45,724 --> 00:20:47,559
‫بلایی که سر آنا، بن،
‫اون دختره‌ی مدل،

319
00:20:47,643 --> 00:20:50,646
‫و خدا می‌دونه چه کسای دیگه‌ای آوردن،

320
00:20:50,729 --> 00:20:53,232
‫باعث شد دوباره اهمیت بدم

321
00:20:53,315 --> 00:20:56,652
‫خودم رو قانع کرده بودم
‫که اهمیتی نمی‌دم،

322
00:20:56,735 --> 00:20:58,320
‫اما هیچ‌وقت عشقم
‫نسبت به این کار کم نشد

323
00:20:58,404 --> 00:21:01,740
‫دنبال کردن سرنخ‌ها،
‫پیگیری کردن شواهد

324
00:21:01,824 --> 00:21:03,909
‫حالا که دوباره توی این پرونده
‫اونا رو تجربه می‌کنم،

325
00:21:03,993 --> 00:21:07,621
‫این پرونده باعث می‌شه دلم بخواد
‫نشانم رو از دست بدم و زندانی بشم

326
00:21:08,831 --> 00:21:10,708
‫احتمالش زیاده

327
00:21:11,417 --> 00:21:14,294
‫آره، خب…

328
00:21:14,378 --> 00:21:16,171
‫ممنون که بهم گفتی
‫به احساسات فکر نکنم

329
00:21:16,255 --> 00:21:19,591
‫و مجبورم کردی بهت بگم
‫چطور شغلم و زندگیم احتمالاً نابود شدن

330
00:21:19,675 --> 00:21:21,427
‫اما حالت بهتره؟

331
00:21:23,846 --> 00:21:25,146
‫فکر کنم

332
00:21:30,894 --> 00:21:32,813
‫گرم نیست؟

333
00:21:34,898 --> 00:21:36,525
‫هشت نُه تا؟

334
00:21:38,264 --> 00:21:42,062
‫[ فیلادلفیا ]

335
00:22:04,303 --> 00:22:06,346
‫آقایون

336
00:22:08,015 --> 00:22:12,019
‫خریدارها آماده‌ان و مشتاق خریدن

337
00:22:12,102 --> 00:22:14,813
‫وقتی حراج تموم بشه،

338
00:22:14,897 --> 00:22:19,109
‫تک‌تک‌تون با ثروتی
‫از این کشور خارج می‌شید

339
00:22:19,193 --> 00:22:25,991
‫که می‌تونید برای همیشه غیب بشید
‫و زندگی رؤیایی‌تون رو تجربه کنید

340
00:22:26,075 --> 00:22:31,121
‫خیلی به رسیدن به رؤیاتون نزدیک هستید.
‫نذارید الان از دست‌تون دربیاد

341
00:22:31,205 --> 00:22:33,207
‫همه‌تون وظایف‌تون رو می‌دونید

342
00:22:33,290 --> 00:22:37,711
‫همکاری کنید، سریع باشید،
‫و کار رو تموم کنید

343
00:22:39,338 --> 00:22:40,839
‫ادامه بدید

344
00:22:45,469 --> 00:22:46,769
‫کد آماده‌ست؟

345
00:22:47,596 --> 00:22:48,896
‫دیگه آخراشه

346
00:22:49,765 --> 00:22:51,065
‫آخراش به دردم نمی‌خوره

347
00:22:51,600 --> 00:22:52,900
‫می‌خوام تموم بشه

348
00:22:54,103 --> 00:22:55,479
‫چقدر دیگه مونده؟

349
00:22:55,562 --> 00:22:57,606
‫الان دارم دستور رو تموم می‌کنم

350
00:22:59,733 --> 00:23:02,736
‫طولانیه، ولی اون‌قدر نیست
‫که هوش مصنوعی رو سردرگم کنه

351
00:23:04,780 --> 00:23:08,200
‫باید جزئیات داشته باشه،
‫اما واضح هم باشه

352
00:23:11,995 --> 00:23:13,705
‫فکر کنم آماده‌ست

353
00:23:17,126 --> 00:23:18,426
‫اجراش کن

354
00:23:25,259 --> 00:23:26,969
‫داره کار می‌کنه

355
00:23:28,804 --> 00:23:31,473
‫وقتی برنامه تکمیل بشه،
‫ساختنش چقدر طول می‌کشه؟

356
00:23:31,557 --> 00:23:34,143
‫چیزی به این پیچیدگی زمان می‌بره

357
00:23:34,226 --> 00:23:36,145
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه

358
00:23:36,228 --> 00:23:39,439
‫زمان تنها چیزیه که نداریم

359
00:23:41,108 --> 00:23:43,902
‫قرار که نیست ناامیدمون کنی؟

360
00:23:43,986 --> 00:23:47,406
‫نه. بهتون اطمینان می‌دم

361
00:23:47,489 --> 00:23:49,700
‫چیزی که نیاز دارید رو
‫سر وقت تحویل می‌گیرید

362
00:23:53,203 --> 00:23:54,503
‫آمیشا

363
00:24:01,170 --> 00:24:04,965
‫همه‌چیز درست پیش می‌ره.
‫تمومش می‌کنی

364
00:24:05,966 --> 00:24:07,676
‫چرا این‌قدر بهم ایمان داری؟

365
00:24:07,759 --> 00:24:12,181
‫وقتی پیدام کردی و داشتم
‫توی خیابون‌های جاکارتا گدایی می‌کردم،

366
00:24:12,264 --> 00:24:15,350
‫می‌تونستی پول کمی
‫که داشتم رو بدزدی،

367
00:24:15,434 --> 00:24:17,895
‫و بفروشیم به یه گروه برده‌داری جنسی

368
00:24:17,978 --> 00:24:20,839
‫اما من رو زیر بال و پرت گرفتی،
‫بهم آموزش دادی،

369
00:24:20,840 --> 00:24:22,790
‫جوری باهام رفتار کردی
‫انگار عضو خانواده‌ت بودم

370
00:24:22,791 --> 00:24:25,777
‫همون نقشی رو توی زندگیت دارم
‫که تو برای پوترا داشتی

371
00:24:27,696 --> 00:24:30,157
‫چیزی فراتر از ایمان و اعتماد
‫بهت دارم، آمیشا

372
00:24:32,784 --> 00:24:35,621
‫حاضرم باهات برم به جهنم

373
00:24:35,704 --> 00:24:39,416
‫خب اگه آدم‌هایی که بهشون
‫قول دادیم رو ناامید کنیم،

374
00:24:39,499 --> 00:24:40,959
‫ممکنه جهنم هم بریم

375
00:25:03,523 --> 00:25:04,823
‫جیکوب؟

376
00:25:10,239 --> 00:25:11,823
‫یا مریم مقدس

377
00:25:18,747 --> 00:25:20,374
‫- جیکی؟
‫- من…

378
00:25:20,457 --> 00:25:22,125
‫خوبم. فقط می‌خوام
‫از این‌جا بزنم بیرون، باشه؟

379
00:25:22,209 --> 00:25:23,269
‫- دیگه در امانی
‫- آره

380
00:25:23,293 --> 00:25:24,836
‫خیلی‌خب، رفیق

381
00:25:24,920 --> 00:25:26,755
‫برو عقب بشین

382
00:25:26,838 --> 00:25:28,465
‫- نباید کسی تو رو ببینه
‫- باشه. آره

383
00:25:28,548 --> 00:25:30,926
‫- نصف شهر دنبالت می‌گردن
‫- آره

384
00:25:32,261 --> 00:25:33,446
‫دوست‌هات چی؟

385
00:25:33,470 --> 00:25:35,472
‫باید بریم سراغ اونا هم؟

386
00:25:36,765 --> 00:25:38,225
‫نه

387
00:25:38,308 --> 00:25:40,018
‫خبرنگار توی بیمارستان بستریه

388
00:25:40,102 --> 00:25:42,646
‫اون پلیس و اون گنده‌بک چی؟

389
00:25:42,729 --> 00:25:45,691
‫این‌جا نیستن. لطفاً فقط برو

390
00:25:45,774 --> 00:25:48,026
‫آره، یه لحظه‌ی دیگه می‌رم. فقط…

391
00:25:48,110 --> 00:25:50,153
‫بن و آنا رو از دست دادم

392
00:25:50,237 --> 00:25:52,114
‫نمی‌خوام تو رو هم از دست بدم

393
00:25:52,197 --> 00:25:55,534
‫فقط… می‌خوام مطمئن بشم
‫که همه‌مون درست فکر می‌کنیم

394
00:25:55,617 --> 00:25:58,662
‫اما این‌جا احساس امنیت نمی‌کنم

395
00:25:58,745 --> 00:26:00,914
‫توی مسیر برات توضیح می‌دم. باشه؟

396
00:26:03,083 --> 00:26:04,751
‫- باشه
‫- باشه

397
00:26:04,835 --> 00:26:06,712
‫دیگه در امانی، بچه‌جون

398
00:26:06,795 --> 00:26:09,381
‫آره. مشکلی پیش نمیاد

399
00:26:09,464 --> 00:26:12,843
‫- ممنون که اومدی سراغم
‫- بی‌خیال

400
00:26:12,926 --> 00:26:15,762
‫پدرت از برادرم بیشتر برام برادری کرد

401
00:26:18,015 --> 00:26:20,726
‫می‌دونی چقدر دوستت دارم،
‫درسته، جیکوب؟

402
00:26:26,148 --> 00:26:27,899
‫چرا همین‌جا موندیم، مانتی؟

403
00:26:30,569 --> 00:26:31,869
‫خیلی دوستت دارم، جیکی

404
00:26:31,903 --> 00:26:33,047
‫فقط…

405
00:26:33,071 --> 00:26:34,340
‫- این کار به صلاحته
‫- نه، نه، نه

406
00:26:34,364 --> 00:26:35,949
‫- نه، نه. گندش بزنن
‫- این بهترین کاره

407
00:26:36,033 --> 00:26:38,534
‫- چه غلطی کردی؟
‫- بهترین وکیل رو برات می‌گیرم

408
00:26:38,535 --> 00:26:39,744
‫بذار برم

409
00:26:39,745 --> 00:26:42,622
‫- نه، بذار برم
‫- نمی‌تونی تا ابد فرار کنی، جیکی

410
00:26:42,706 --> 00:26:44,006
‫- مانتی، لطفاً
‫- موفق نمی‌شی

411
00:26:44,082 --> 00:26:45,382
‫- کشته می‌شی
‫- مانتی، می‌کُشنم!

412
00:26:45,417 --> 00:26:47,085
‫لطفاً، لطفاً، لطفاً

413
00:26:47,169 --> 00:26:48,837
‫داری اشتباه می‌کنی، مانتی

414
00:26:48,920 --> 00:26:51,173
‫مانتی، داری اشتباه می‌کنی!

415
00:26:51,256 --> 00:26:53,008
‫نه، نه، نه، نه!

416
00:26:53,091 --> 00:26:54,391
‫بذار برم، بذار برم!

417
00:26:54,468 --> 00:26:56,345
‫- لطفاً به حرفم گوش بده!
‫- بهم اعتماد کن. بهم اعتماد کن

418
00:26:56,428 --> 00:26:57,763
‫نه! یا خدا

419
00:26:57,846 --> 00:26:59,181
‫- ممنون که تماس گرفتی
‫- نه، بذار برم!

420
00:26:59,264 --> 00:27:01,808
‫شهر قدردان توئه

421
00:27:01,892 --> 00:27:04,144
‫- لطفاً نذار من رو ببرن
‫- خفه شو

422
00:27:04,227 --> 00:27:06,563
‫- اگه زندانی بشم میان سراغم
‫- وای، آروم باش

423
00:27:07,814 --> 00:27:09,775
‫هر طور که دلم بخواد
‫این آشغال عوضی رو می‌برم

424
00:27:09,858 --> 00:27:12,611
‫وقتی تماس گرفتی
‫خودم سریع سوار ماشین شدم

425
00:27:12,694 --> 00:27:15,030
‫خودم شخصاً می‌خوام این حروم‌زاده رو
دست‌بسته جلوی دوربین‌ها بگردونم،

426
00:27:15,113 --> 00:27:18,075
‫و بعدش می‌اندازمش توی زندان

427
00:27:18,158 --> 00:27:19,826
‫ببین، این یه اشتباهه

428
00:27:19,910 --> 00:27:23,121
‫فقط می‌خواستم توی خیابون‌ها نباشه
‫تا جونش در امان باشه

429
00:27:23,205 --> 00:27:25,582
‫اون هیچ کار اشتباهی انجام نداده

430
00:27:25,665 --> 00:27:27,417
‫- فقط درگیر یه موضوعی شده
‫- آره، درسته

431
00:27:27,501 --> 00:27:29,211
‫و همکار من رو هم درگیرش کرده

432
00:27:29,294 --> 00:27:30,629
‫مانتی، لطفاً

433
00:27:31,797 --> 00:27:35,509
‫معاون کمیسر گفت
‫باهاش خوب رفتار می‌شه

434
00:27:35,592 --> 00:27:38,804
‫رفیقش به یه پلیس حمله کرده.
‫کون لقت که طرفش رو می‌گیری

435
00:27:38,887 --> 00:27:39,989
‫بهم دست نزن

436
00:27:40,013 --> 00:27:42,808
‫- جیکی، برات یه وکیل می‌گیرم
‫- کارت رو عالی انجام دادی، ستوان

437
00:27:42,891 --> 00:27:45,102
‫- روز خوبی داشته باشی
‫- حروم‌زاده

438
00:27:45,185 --> 00:27:47,145
‫مزخرفه

439
00:27:47,229 --> 00:27:48,855
‫جیکی، اصلاً نگران نباش،
‫خودم مراقبت هستم

440
00:27:48,939 --> 00:27:50,774
‫من از مسیر طولانی‌تر برمی‌گردم

441
00:27:50,857 --> 00:27:53,318
‫به صورتش آسیب نرسونی.
‫نمی‌خوایم ردی به جا بمونه

442
00:27:53,402 --> 00:27:55,112
‫نگران نباش، جیکی،
‫درستش می‌کنم

443
00:27:55,195 --> 00:27:56,495
‫کون لقت

444
00:27:59,241 --> 00:28:03,039
‫[ دوور ]

445
00:28:15,674 --> 00:28:16,974
‫ممنون

446
00:28:16,975 --> 00:28:18,819
‫[ مواد شیمیایی پلوتوس ]

447
00:28:23,807 --> 00:28:24,951
‫بعدازظهر بخیر

448
00:28:24,975 --> 00:28:26,852
‫می‌خوایم با لئو آلکویست صحبت کنیم

449
00:28:26,935 --> 00:28:28,562
‫می‌تونم بپرسم چیکارش دارید؟

450
00:28:28,645 --> 00:28:29,945
‫می‌تونی

451
00:28:31,440 --> 00:28:34,484
‫خب… چیکارش دارید؟

452
00:28:34,568 --> 00:28:35,944
‫به تو ربطی نداره

453
00:28:36,027 --> 00:28:37,737
‫یه قضیه‌ی پلیسیه.
‫باید با رئیست حرف بزنیم،

454
00:28:37,821 --> 00:28:41,074
‫و تو هم داری مانع می‌شی.
‫می‌خوای به جرم مانع شدن متهم بشی؟

455
00:28:41,158 --> 00:28:42,909
‫حداقل دستمزد رو می‌گیرم

456
00:28:42,993 --> 00:28:45,996
‫پس یعنی نمی‌خوای

457
00:28:46,079 --> 00:28:48,373
‫باهاش تماس نگیر.
‫ببرمون اون‌جا

458
00:28:48,457 --> 00:28:51,001
‫نمی‌خوایم غافل‌گیری خراب بشه

459
00:29:11,438 --> 00:29:12,738
‫بندازش

460
00:29:15,734 --> 00:29:20,071
‫قربان، متأسفم.
‫اونا پلیسن و اصرار داشتن…

461
00:29:20,155 --> 00:29:23,909
‫مشکلی نیست، میراندا.
‫می‌شه لطفاً بری ونس رو خبر کنی؟

462
00:29:26,286 --> 00:29:27,829
‫ونس کیه؟

463
00:29:29,539 --> 00:29:30,916
‫وکیلمه

464
00:29:30,999 --> 00:29:33,460
‫مرد شریفی مثل تو
‫به وکیل چه نیازی داره؟

465
00:29:33,543 --> 00:29:35,670
‫ربطی به مدارکی داره
‫که داری از بین می‌بری‌شون؟

466
00:29:35,754 --> 00:29:41,092
‫شگفت‌انگیزه که یه روز از خواب
‫بیدار می‌شی و ورزش می‌کنی

467
00:29:41,176 --> 00:29:43,178
‫و ویتامین‌هات رو می‌خوری
‫و دندون‌هات رو مسواک می‌زنی

468
00:29:43,261 --> 00:29:45,305
‫و اون همه مدت روحتم خبر نداره
‫که همون روزیه

469
00:29:45,388 --> 00:29:48,642
‫که گوشی زنگ می‌خوره
‫و همه‌چیز نابود می‌شه

470
00:29:48,725 --> 00:29:50,393
‫کی باهات تماس گرفت؟

471
00:29:50,477 --> 00:29:52,312
‫نولان کاهیل

472
00:29:54,064 --> 00:29:57,275
‫رئیس دفتر جان سمسون

473
00:29:57,359 --> 00:29:58,944
‫اما فکر کنم خودتون می‌دونید

474
00:29:59,027 --> 00:30:01,863
‫چند روز پیش در مورد نشت اطلاعات
‫باهام تماس گرفت

475
00:30:01,947 --> 00:30:04,533
‫گفت همه‌چیز تحت کنترله،
‫اما می‌دونستم تو یا یه نفر مثل تو

476
00:30:04,616 --> 00:30:06,034
‫بالاخره پیدا می‌شه

477
00:30:06,117 --> 00:30:08,537
‫سی‌آی‌اِی هیچ‌وقت نمی‌تونه
‫چنین چیزی رو مخفی نگه داره

478
00:30:08,620 --> 00:30:10,539
‫می‌خوام بدونم محتویات این سرورها چیه
‫و چه ارتباطی

479
00:30:10,622 --> 00:30:11,922
‫با اون عکس داره

480
00:30:13,041 --> 00:30:15,460
‫تا وقتی ونس نیاد
‫هیچی بهتون نمی‌گم

481
00:30:15,544 --> 00:30:17,462
‫باشه

482
00:30:17,546 --> 00:30:21,091
‫منم انگشت‌هات رو یکی‌یکی
‫فشار می‌دم تا بشکنن

483
00:30:21,174 --> 00:30:23,051
‫بعد از شکستن انگشت اول
‫شوکه می‌شی

484
00:30:23,134 --> 00:30:25,554
‫بعد از شکستن انگشت دوم زجر می‌کشی،
‫بعد از شکستن انگشت سوم

485
00:30:25,637 --> 00:30:26,937
‫هر چیزی که می‌دونی رو بهم می‌گی

486
00:30:27,764 --> 00:30:29,224
‫آماده‌ای؟

487
00:30:29,307 --> 00:30:30,892
‫تکون نخورید

488
00:30:30,976 --> 00:30:32,245
‫ممنون که بهمون ملحق شدی، ونس

489
00:30:32,269 --> 00:30:34,938
‫ونس وکیلم نیست

490
00:30:35,021 --> 00:30:38,191
‫آخرین باری که دیدمش
‫مسئول سرخ کردن توی سالن بولینگ بود

491
00:30:38,275 --> 00:30:40,402
‫پس این همه مدت
‫مزدورها برای تو کار می‌کردن

492
00:30:40,485 --> 00:30:41,546
‫آره، و خیلی هم گرونن

493
00:30:41,570 --> 00:30:43,905
‫حیف که خیلی‌هاشون رو کُشتم

494
00:30:46,032 --> 00:30:47,993
‫می‌شد از همه‌ی اینا
‫جلوگیری کرد، می‌دونی؟

495
00:30:48,076 --> 00:30:50,537
‫باید ۳ روز پیش که از اون
‫اداره‌ی پلیس خارج شدی

496
00:30:50,620 --> 00:30:53,623
‫یه چیزاِستیک با پنیر و پیاز می‌گرفتی
‫و از فیلادلفیا می‌رفتی

497
00:30:53,707 --> 00:30:56,167
‫اما اون کار رو نکردی،
‫اما الان به‌خاطرش می‌میری

498
00:30:56,251 --> 00:30:58,253
‫و هیچ‌وقت هم دلیلش رو نمی‌فهمی

499
00:30:59,671 --> 00:31:03,174
‫روحتم خبر نداره توی اون عکس
‫واقعاً چه چیزی هست، نه؟

500
00:31:03,258 --> 00:31:06,970
‫سوال اصلی اینه که چطور یه مرد
‫که آفت‌کش می‌فروشه توی این ماجرا دخیله؟

501
00:31:07,053 --> 00:31:10,682
‫نمی‌خواستم چنین آشفته‌بازاری رخ بده،
‫اما دنیا خیلی پیچیده‌ست

502
00:31:10,765 --> 00:31:13,935
‫بعضی از تخم‌مرغ‌ها باید شکسته بشن
‫تا بقیه بتونن املت بخورن

503
00:31:14,019 --> 00:31:17,439
‫همه‌ی کسایی که مُردن
‫برات تخم‌مرغ شکسته‌شده هستن؟

504
00:31:19,232 --> 00:31:20,532
‫شما دو نفر هم همین‌طور

505
00:31:21,192 --> 00:31:23,820
‫توی دفتر حساب‌شون رو نرسید.
‫ببریدشون خارج از ساختمون

506
00:31:28,992 --> 00:31:30,410
‫حرکت کنید

507
00:31:57,979 --> 00:31:59,898
‫نه! نه! نه! نه!

508
00:31:59,981 --> 00:32:02,442
‫لعنتی!

509
00:32:26,966 --> 00:32:31,513
‫ببریدشون توی جنگل
‫و دخل‌شون رو بیارید!

510
00:32:46,486 --> 00:32:48,321
‫باعث افتخاره که شما رو می‌بینیم

511
00:32:48,405 --> 00:32:52,701
‫نمی‌تونیم به اندازه‌ی کافی
‫بابت از خودگذشتگی‌تون ازتون تشکر کنیم،

512
00:32:52,784 --> 00:32:54,369
‫و تا ابد مدیون شما خواهیم بود

513
00:32:55,495 --> 00:32:59,582
‫هر چیزی که بخواید یا نیاز
‫داشته باشید رو براتون فراهم می‌کنیم

514
00:32:59,666 --> 00:33:03,628
‫هیچ درخواستی زیادی بزرگ نیست،
‫هیچ کاری زیادی کوچیک نیست

515
00:33:04,504 --> 00:33:06,005
‫ما برای خدمت به شما این‌جاییم

516
00:33:13,513 --> 00:33:14,813
‫حالت خوبه؟

517
00:33:14,848 --> 00:33:18,268
‫قبل از اینکه به سرت ضربه بزنن
‫حسابی برق از سرت پروندن

518
00:33:32,031 --> 00:33:33,783
‫از جاده‌ی اصلی خارج شدیم

519
00:33:43,418 --> 00:33:45,879
‫این‌جا دیگه محاسبات ریاضی
‫باعث نمی‌شه حالم بهتر بشه، نه؟

520
00:33:48,548 --> 00:33:51,801
‫می‌برن‌مون به اعماق جنگل
‫و بعدش می‌کُشن‌مون

521
00:33:51,885 --> 00:33:54,512
‫همین‌جا توی این ماشین
‫بهمون شلیک می‌کنن

522
00:33:54,596 --> 00:33:56,681
‫همین پلاستیک رو می‌پیچن دورمون
‫و دفن‌مون می‌کنن

523
00:33:59,184 --> 00:34:00,769
‫کاری از دست‌مون برمیاد؟

524
00:34:01,603 --> 00:34:02,903
‫نه

525
00:34:04,522 --> 00:34:07,233
‫تا کمتر از ۳۰ دقیقه‌ی دیگه
‫هر دو تامون می‌میریم

526
00:34:28,713 --> 00:34:30,673
‫باید نیم ساعت پیش می‌رسیدیم
‫به اداره‌ی پلیس

527
00:34:30,757 --> 00:34:32,717
‫خفه شو

528
00:34:32,801 --> 00:34:36,304
‫داری وقت‌کشی می‌کنی
‫چون نمی‌خوای این کار رو انجام بدی

529
00:34:36,387 --> 00:34:37,656
‫خفه‌خون بگیر

530
00:34:37,680 --> 00:34:40,517
‫فقط… اون کار رو نکن

531
00:34:40,600 --> 00:34:44,979
‫هر کسی بهت پول می‌ده،
‫هر کسی می‌خواد من رو بُکُشی آدم بدیه،

532
00:34:45,063 --> 00:34:47,565
‫اما تو نیستی.
‫تو آدم بدی نیستی

533
00:34:47,649 --> 00:34:49,692
‫- من رو نمی‌شناسی
‫- تامارا که می‌شناسه

534
00:34:49,776 --> 00:34:52,445
‫و اگه فکر می‌کرد پلیس خوبی نیستی

535
00:34:52,529 --> 00:34:54,280
‫چندین سال پیش درخواست می‌داد
‫همکارش عوض بشه

536
00:34:54,364 --> 00:34:56,658
‫اون رو به عنوان همکار من تعیین کردن.
‫گیر من افتاد

537
00:34:56,741 --> 00:34:58,201
‫می‌شه تغییرش داد

538
00:34:58,284 --> 00:35:01,204
‫می‌تونست کاغذبازی‌هاش رو انجام بده،
‫اما مشکلی باهات نداشت

539
00:35:01,287 --> 00:35:04,457
‫چون پلیس خوبی هستی

540
00:35:04,541 --> 00:35:06,167
‫و منم پلیس خوبی هستم

541
00:35:06,251 --> 00:35:10,255
‫و تو می‌خوای من رو بُکُشی.
‫می‌خوای یه پلیس خوب رو بُکُشی

542
00:35:10,338 --> 00:35:13,716
‫برای آخرین بار می‌گم خفه‌خون بگیر!

543
00:35:36,906 --> 00:35:39,284
‫رسیدیم

544
00:35:41,786 --> 00:35:44,289
‫یه بار به یکی از دوست‌ها گفتم،

545
00:35:44,372 --> 00:35:46,416
‫زندگی می‌کنیم و می‌میریم

546
00:35:46,499 --> 00:35:49,627
‫به شرطی که هر دو تا رو درست‌و‌حسابی
‫انجام بدیم، چیزی برای پشیمونی نداریم

547
00:35:49,711 --> 00:35:52,171
‫تا چند ثانیه‌ی دیگه
‫اون درها باز می‌شن،

548
00:35:52,255 --> 00:35:54,382
‫اسلحه‌ها رو به سمت‌مون نشونه می‌گیرن

549
00:35:54,465 --> 00:35:58,303
‫خودمون هم صاف می‌نشینیم،
‫سینه رو جلو می‌دیم،

550
00:35:58,386 --> 00:36:01,764
‫توی چشم‌های اون حروم‌زاده‌ها نگاه می‌کنیم
‫و نشون‌شون می‌دیم که نمی‌ترسیم

551
00:36:03,224 --> 00:36:05,560
‫می‌فهمی چی می‌گم، کارآگاه گرین؟

552
00:36:06,978 --> 00:36:09,522
‫من و تو می‌خوایم
‫درست‌وحسابی بمیریم

553
00:36:29,292 --> 00:36:31,127
‫زمان مرگ‌تون فرا رسیده

554
00:36:34,364 --> 00:36:54,364
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

