﻿1
00:00:00,084 --> 00:00:01,269
« …آنچه گذشت »

2
00:00:01,293 --> 00:00:02,712
‫فلش رو رد کن بیاد، ریچر

3
00:00:05,626 --> 00:00:07,420
!بچه‌ها

4
00:00:10,970 --> 00:00:13,156
‫برداشتمش. بریم!

5
00:00:13,180 --> 00:00:15,659
‫تیر خورده توی سینه‌اش

6
00:00:15,683 --> 00:00:17,369
‫یکی از تحت تعقیب‌هاست

7
00:00:17,393 --> 00:00:19,287
‫ایست! فوراً بخواب زمین!

8
00:00:19,311 --> 00:00:21,748
‫جیکوب. خدای بزرگ

9
00:00:21,772 --> 00:00:24,376
‫- دیگه جات امنـه، بچه‌جون
‫- چرا دست‌دست می‌کنی، مانتی؟

10
00:00:24,400 --> 00:00:25,502
‫خیلی دوستت دارم، جیکی

11
00:00:25,526 --> 00:00:26,503
‫- اینطوری به صلاحتـه
‫- نه، نه، نه

12
00:00:26,527 --> 00:00:27,921
‫- خواهش می‌کنم نذار من رو ببرن
‫- خفه شو

13
00:00:27,945 --> 00:00:29,798
‫- اگه بیفتم زندان، دست‌شون بهم می‌رسه
‫- خفه…

14
00:00:29,822 --> 00:00:31,466
‫چقدر طول می‌کِشه بفهمن
‫همش با هم مرتبطـه؟

15
00:00:31,490 --> 00:00:32,926
‫اندونزی و آنا مریک؟

16
00:00:32,950 --> 00:00:34,261
‫اون فراریـه

17
00:00:34,285 --> 00:00:36,847
‫تنها راهش اینـه که
‫بره دنبال اون یاروی توی عکس

18
00:00:36,871 --> 00:00:39,057
‫اگه اون رو پیدا کنی،
‫جک ریچر رو پیدا می‌کنی

19
00:00:39,081 --> 00:00:40,892
‫می‌خوایم با لئو آلکوئیست صحبت کنیم، لطفاً

20
00:00:40,916 --> 00:00:42,269
‫می‌خوام بدونم چی روی این سرورهاست و

21
00:00:42,293 --> 00:00:43,854
‫چه ربطی به اون عکسی که داخلشی داره

22
00:00:43,878 --> 00:00:46,397
‫- تکون نخورید
‫- پس اون مزدورها رو هم تو می‌فرستادی

23
00:00:46,400 --> 00:00:47,899
‫باید سه روز پیش

24
00:00:47,923 --> 00:00:50,569
‫از کلانتری می‌زدی بیرون و
‫از فیلادلفیا می‌رفتی

25
00:00:50,593 --> 00:00:52,529
‫توی اداره حساب‌شون رو نرسید.
‫ببرید یه جا که کسی نبینه.

26
00:00:52,553 --> 00:00:55,473
‫ما رو می‌برن وسطای جنگل و
‫همونجا خلاص‌مون می‌کنن

27
00:00:57,308 --> 00:00:58,908
‫اشهدتون رو بخونید

28
00:00:58,910 --> 00:01:09,910
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

29
00:01:15,075 --> 00:01:16,970
‫به سرشون شلیک نکنیم

30
00:01:16,994 --> 00:01:19,454
‫اینطوری زحمت پاک کردنِ خون کمتره

31
00:01:22,374 --> 00:01:24,102
‫آهای

32
00:01:24,126 --> 00:01:25,896
‫میشه کمکم کنید؟

33
00:01:25,920 --> 00:01:29,274
‫داشتم سعی می‌کردم دریاچه رو
‫پیدا کنم و بدجور گم شدم

34
00:01:29,298 --> 00:01:31,735
‫آره، اشتباه اومدی، رفیق.
‫اینجا ملک خصوصیـه.

35
00:01:31,759 --> 00:01:34,196
‫- وای. لابد یه تقاطع رو اشتباه پیچیدم
‫- باید بهش هشدار بدیم

36
00:01:34,220 --> 00:01:37,115
‫- اگه داد بزنیم، می‌کُشنش
‫- آدم اینجا گیج میشه

37
00:01:37,139 --> 00:01:38,867
‫شاید خودش بره

38
00:01:38,891 --> 00:01:41,411
‫از همون راهی که اومدی برگرد

39
00:01:41,435 --> 00:01:44,039
‫مسئله همینـه، حتی نمی‌دونم
‫جاده‌ی اصلی کجاست

40
00:01:44,063 --> 00:01:46,166
‫میشه یه نگاهی به نقشه‌ام بندازید؟

41
00:01:46,190 --> 00:01:48,526
‫آره، حتماً. بیا یه نگاهی بندازیم

42
00:01:49,026 --> 00:01:50,527
‫نه!

43
00:01:59,161 --> 00:02:00,722
‫ریچر. خانم

44
00:02:00,746 --> 00:02:02,265
‫پس سمپسون می‌دونسته

45
00:02:02,289 --> 00:02:03,767
‫اون شخص توی عکس کیـه

46
00:02:03,791 --> 00:02:05,501
‫تا قبل از اینکه زنگ بزنی نمی‌دونست

47
00:02:06,335 --> 00:02:08,772
‫یه سری از منابع قدیمی رو بررسی کردیم و

48
00:02:08,796 --> 00:02:10,607
‫فهمیدیم آلکوئیست بوده

49
00:02:10,631 --> 00:02:12,901
‫من رو فرستاد اینجا که
‫باهاش حرف بزنم

50
00:02:12,925 --> 00:02:16,446
‫رسیدم دم ساختمونش و دیدم اینا
‫دارن شما رو سوار ون می‌کنن

51
00:02:16,470 --> 00:02:19,139
‫من هم دنبال‌شون کردم

52
00:02:21,725 --> 00:02:23,453
‫ما رو باز کن

53
00:02:23,477 --> 00:02:25,896
‫یه مکالمه‌ی نیمه‌تموم با آلکوئیست داریم

54
00:02:27,147 --> 00:02:30,025
‫« فیلادلفیا »

55
00:02:52,000 --> 00:02:59,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

56
00:02:59,680 --> 00:03:01,599
‫اینجا آخر خطـه

57
00:03:16,780 --> 00:03:18,967
‫- بزن بریم
‫- نه. ولم کن

58
00:03:18,991 --> 00:03:20,409
‫بیا بریم

59
00:03:21,702 --> 00:03:23,221
‫خیلی‌خب

60
00:03:23,245 --> 00:03:25,181
‫- ته کوچه، سر نبش
‫- گوش کن. گوش کن

61
00:03:25,205 --> 00:03:26,266
‫گوش کن، من…

62
00:03:26,290 --> 00:03:27,893
‫فقط هر کاری میگم بکن

63
00:03:27,917 --> 00:03:29,542
‫مجبور نیستی این کار رو بکنی

64
00:03:41,847 --> 00:03:43,933
‫خیلی‌خب. بهتر شد

65
00:03:47,436 --> 00:03:49,021
‫خیلی‌خب. برگرد سمتِ من

66
00:04:01,492 --> 00:04:02,886
‫خیلی‌خب

67
00:04:02,910 --> 00:04:04,620
‫بزن به چاک

68
00:04:06,789 --> 00:04:08,433
‫فکر کردم قراره من رو بکُشی

69
00:04:08,457 --> 00:04:11,770
‫خیال کردی چجور پلیسی‌ام؟

70
00:04:11,794 --> 00:04:14,105
‫نمی‌دونم. چجور پلیسی هستی؟

71
00:04:14,129 --> 00:04:16,691
‫از اون پلیس‌هایی چیزی نمونده بود
‫سه بار دور بزنه و

72
00:04:16,715 --> 00:04:18,485
‫ببره تحویلت بده

73
00:04:18,509 --> 00:04:20,487
‫- پس چرا نبردی؟
‫- به خاطر اون یارو که

74
00:04:20,511 --> 00:04:22,697
‫ریچر گوشش رو کَند

75
00:04:22,721 --> 00:04:23,907
‫خیال کردیم پلیسـه

76
00:04:23,931 --> 00:04:25,408
‫ولی معلوم شد هیچ مشخصاتی
‫ازش توی سیستم نیست

77
00:04:25,432 --> 00:04:27,911
‫بعدش اون کسکش‌های سی‌آی‌ای اومدن و

78
00:04:27,935 --> 00:04:30,705
‫با خودشون بردنش،
‫بهمون گفتن «شتر دیدی ندیدی»

79
00:04:30,729 --> 00:04:32,165
‫جدی‌جدی کت‌شلوار سیاه پوشیده بودن

80
00:04:32,189 --> 00:04:33,541
‫درضمن اون جاکشِ تک‌گوش

81
00:04:33,565 --> 00:04:36,461
‫یه تفنگ بی‌هوشی و
‫کلید سلول ریچر همراهش بود

82
00:04:36,485 --> 00:04:38,171
‫چه نتیجه‌ای می‌گیری؟

83
00:04:38,195 --> 00:04:39,547
‫که می‌خواستن بکُشنش

84
00:04:39,571 --> 00:04:42,574
‫پس همکارم خودش رو درگیر چی کرده؟

85
00:04:44,076 --> 00:04:47,347
‫خیلی… پیچیده‌ست

86
00:04:47,371 --> 00:04:49,724
‫پس آروم و شمرده بگو

87
00:04:49,748 --> 00:04:52,894
‫شبی که خواهرم مُرد

88
00:04:52,918 --> 00:04:56,272
‫یه فلش‌مموری داشت که
‫اطلاعات حساس دولتی روش بود

89
00:04:56,296 --> 00:04:57,899
‫همونی که مأمورین فدرال دنبالش بودن؟

90
00:04:57,923 --> 00:04:59,901
‫جز اونا، خیلی‌های دیگه هم دنبالش بودن

91
00:04:59,925 --> 00:05:02,445
‫اون دوتا زن اندونزیایی، سی‌آی‌ای،

92
00:05:02,469 --> 00:05:04,030
‫کلی مزدور آموزش‌دیده

93
00:05:04,054 --> 00:05:05,782
‫ولی ما زودتر پیداش کردیم

94
00:05:05,806 --> 00:05:08,368
‫پس اینطوری شد که رسیدیم
‫به تیراندازی توی اون رستوران؟

95
00:05:08,392 --> 00:05:09,536
‫آره

96
00:05:09,560 --> 00:05:11,371
‫آخرش فلش رو اون زن‌ها برداشتن

97
00:05:11,395 --> 00:05:12,789
‫می‌دونی چی داخلش هست؟

98
00:05:12,813 --> 00:05:14,624
‫یه عکس واسه چند دهه پیش

99
00:05:14,648 --> 00:05:17,320
‫تامارا و ریچر رفتن با یکی از
‫افرادی که توی عکس بود حرف بزنن

100
00:05:17,322 --> 00:05:20,158
‫یه شیمی‌دان به نام لئو آلکوئیست

101
00:05:20,863 --> 00:05:22,048
‫شیمی‌دان؟

102
00:05:22,072 --> 00:05:24,968
‫- چیـه؟
‫- یه سری وسایل آزمایشگاهی شیمی

103
00:05:24,992 --> 00:05:28,513
‫توی رستوران پیدا کردیم،
‫مثل بِشِر و چراغ بونزن و این کسشعرها

104
00:05:28,537 --> 00:05:30,617
‫انگار یکی قصد داشته
‫یه چیزی بسازه

105
00:05:31,415 --> 00:05:32,809
‫گاومون زایید

106
00:05:32,833 --> 00:05:34,436
‫خب، این آلکوئیست کجاست؟

107
00:05:34,460 --> 00:05:35,687
‫دوور

108
00:05:35,711 --> 00:05:37,105
‫یکم خارج از حوزه‌ی استحفاظی منـه،

109
00:05:37,129 --> 00:05:40,638
‫ولی اگه توی فیلادلفیا کمک لازم داشت،
‫بهش بگو بهم زنگ بزنه

110
00:05:40,640 --> 00:05:42,058
‫هر کاری بتونم می‌کنم

111
00:05:42,676 --> 00:05:44,500
‫می‌دونی چطوری شد که تامارا

112
00:05:44,501 --> 00:05:46,865
‫با کارمند بی‌انگیزه‌ای مثل من همکار شد؟

113
00:05:46,889 --> 00:05:50,076
‫سر اینکه روی انجام کارِ درست
‫پافشاری کرد

114
00:05:50,173 --> 00:05:53,920
‫خیلی رو مخـه، ولی درستکارترین
‫پلیسیـه که به عمرم دیدم

115
00:05:54,063 --> 00:05:57,333
‫مطمئنم اون حرفایی که توی اخبار
‫در موردش می‌گفتن مزخرف بود

116
00:05:57,357 --> 00:05:59,586
‫بابت این کار توی دردسر نمیفتی؟

117
00:05:59,983 --> 00:06:02,235
‫اگه ماسمالیش کنم، نه

118
00:06:05,407 --> 00:06:06,807
‫آهای

119
00:06:06,992 --> 00:06:08,553
‫خیلی‌خب. همینجا

120
00:06:08,577 --> 00:06:09,977
‫درست همینجا

121
00:06:11,038 --> 00:06:13,349
‫- «درست همینجا» چی؟
‫- با دسته‌ی تفنگ

122
00:06:13,373 --> 00:06:16,144
‫بزن اینجا که پوست ضخیم‌تره، خب؟

123
00:06:16,168 --> 00:06:18,188
‫داستان این میشه:
‫تو خودت رو زدی به تشنج،

124
00:06:18,212 --> 00:06:20,106
‫من اومدم ببینم حالت چطوره،
‫بهم حمله کردی،

125
00:06:20,130 --> 00:06:22,776
‫بهم کله زدی، گیجم کردی و در رفتی

126
00:06:22,800 --> 00:06:24,444
‫تو ۱۵ سال از من جوون‌تری

127
00:06:24,468 --> 00:06:26,946
‫باورشون میشه که
‫منِ پیرمرد رو غافلگیر کردی

128
00:06:26,970 --> 00:06:29,699
‫چطوره موقع فرار اسلحه رو هم با خودم ببرم؟

129
00:06:29,723 --> 00:06:31,493
‫نه، دیگه پُررو نشو، خب؟

130
00:06:31,517 --> 00:06:34,788
‫اسلحه‌ام رو گم‌ نکرده، سر این قضیه
‫حسابی توبیخ میشم، خب؟

131
00:06:34,812 --> 00:06:36,730
‫بریم براش. بزن، خب؟

132
00:06:40,901 --> 00:06:42,796
‫- آخ! آخ!
‫- وای

133
00:06:42,820 --> 00:06:44,506
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب. خوبـه، خوبـه
‫- تو خوبی؟

134
00:06:44,530 --> 00:06:46,716
‫خوبـه. خوب زدی، خوب زدی

135
00:06:46,740 --> 00:06:49,511
‫حالا راه بیفت، جلب توجه نکن

136
00:06:49,535 --> 00:06:51,387
‫میشه یه لطفی بهم بکنی؟

137
00:06:51,411 --> 00:06:54,224
‫همین الان پس دارم چیکار می‌کنم؟

138
00:06:54,248 --> 00:06:55,975
‫یه خبری از راسل پلام بگیر

139
00:06:55,999 --> 00:06:58,080
‫تیر خورده به سینه‌اش،
‫توی بیمارستان پن پرسبی بستریـه

140
00:06:58,082 --> 00:06:59,482
‫خب؟ بهش بگو…

141
00:06:59,837 --> 00:07:02,065
‫شرمنده که توی کتاب‌خونه تنهاش گذاشتم

142
00:07:02,089 --> 00:07:03,674
‫آره، حتماً

143
00:07:05,577 --> 00:07:06,903
‫نمی‌دونم به چه زبونی ازت تشکر کنم

144
00:07:06,927 --> 00:07:09,823
‫تشکر نخواستیم، فقط گورت رو گم کن.
‫جیجی‌باجی نشدیم، خب؟

145
00:07:09,847 --> 00:07:11,765
‫الان هم درددل نمی‌کنیم. گم شو

146
00:07:22,025 --> 00:07:23,211
‫مشترک مورد نظر

147
00:07:23,235 --> 00:07:25,296
‫- در دسترس نمی‌باشد
‫- لابد شوخیت گرفته

148
00:07:25,320 --> 00:07:26,881
‫لطفاً پیغام بگذارید

149
00:07:26,905 --> 00:07:29,259
‫کدوم گوری هستید؟

150
00:07:29,283 --> 00:07:30,760
‫می‌خوام مطمئن بشم که

151
00:07:30,784 --> 00:07:32,464
‫مأموریت‌تون رو انجام دادید، تا بتونیم…

152
00:08:02,399 --> 00:08:04,567
‫نشد صحبت‌مون رو تموم کنیم

153
00:08:04,568 --> 00:08:09,542
‫« ریـچـر »
‫« فصل چهارم: آینده‌ی از دست رفته »
‫« قسمت هفتم: به سمپسون رأی بدید »

154
00:08:26,548 --> 00:08:27,948
‫آخ!

155
00:08:29,551 --> 00:08:30,904
‫چطوری پیدام کردی؟

156
00:08:30,928 --> 00:08:32,322
‫فهمیدم کلی هارد باید نابود کنی،

157
00:08:32,346 --> 00:08:34,782
‫پس بیرون دفترت منتظر موندم تا
‫کارت تموم بشه و تعقیبت کردم

158
00:08:34,806 --> 00:08:36,618
‫می‌تونم بهت پول بدم.
‫پول می‌خوای؟

159
00:08:36,642 --> 00:08:38,661
‫- بهت پول میدم
‫- من جواب می‌خوام

160
00:08:38,685 --> 00:08:40,600
‫توی اون عکس چه چیز مهمی هست که

161
00:08:40,601 --> 00:08:42,689
‫تو و بقیه حاضرید سرش آدم بکُشید؟

162
00:08:45,067 --> 00:08:47,027
‫یادت میاد گفتم قراره
‫چطوری به حرف بیارمت؟

163
00:08:48,278 --> 00:08:49,923
‫نه، نه…

164
00:08:49,947 --> 00:08:51,799
‫لعنت بهش!

165
00:08:51,823 --> 00:08:53,635
‫کیر توش!

166
00:08:53,659 --> 00:08:55,970
‫نه، نه، نه! وایسا، وایسا، وایسا!

167
00:08:55,994 --> 00:08:58,514
‫هر چی بخوای بهت میگم. نکن…

168
00:08:58,538 --> 00:09:00,122
‫اون عکس

169
00:09:01,333 --> 00:09:05,480
‫داخلش فرمولِ ‫یه سلاح شیمیایی کُشتار جمعی هست

170
00:09:05,504 --> 00:09:07,232
‫توی عکس هیچ فرمولی نیست

171
00:09:07,256 --> 00:09:09,209
‫هست. فقط نمی‌تونید ببینیدش

172
00:09:10,300 --> 00:09:11,945
‫- به زبون آدم حرف بزن!
‫- باشه، باشه

173
00:09:11,969 --> 00:09:13,696
‫بذار توضیح بدم

174
00:09:13,739 --> 00:09:15,139
‫جون بِکن

175
00:09:18,642 --> 00:09:22,789
‫بعد از حملات گاز سارین توی
‫متروی توکیو در سال ۱۹۹۵،

176
00:09:22,813 --> 00:09:25,708
‫آمریکا به این نتیجه رسید که
‫سلاح‌های شیمیایی

177
00:09:25,732 --> 00:09:29,278
‫احتمالاً تبدیل میشن به سلاح کُشتار جمعی
‫مورد علاقه‌ی خطرناک‌ترین تروریست‌ها…

178
00:09:30,362 --> 00:09:33,299
‫پس سی‌آی‌ای مخفیانه
‫با شرکت دارپا قرارداد بست

179
00:09:33,323 --> 00:09:35,134
‫من اونجا کار می‌کردم،

180
00:09:35,158 --> 00:09:38,429
‫دستیار بودم، تازه از دانشگاه
‫فارغ‌التحصیل شده بودم

181
00:09:38,453 --> 00:09:41,224
‫من رو فرستادن توی یه پروژه
‫به اسم «عملیات مانگوس»

182
00:09:41,248 --> 00:09:43,977
‫قرار بود سلاح‌های شیمیایی بسازیم و

183
00:09:44,001 --> 00:09:46,187
‫بعد مهندسی معکوس‌شون کنیم تا

184
00:09:46,211 --> 00:09:48,428
پادزهر و راه‌های مقابله پیدا کنیم

185
00:09:48,430 --> 00:09:52,558
‫معاهده‌ی ژنو و کنوانسیون
‫سلاح‌های شیمیایی اونا رو ممنوع کردن

186
00:09:54,094 --> 00:09:56,030
‫همش غیررسمی بود

187
00:09:56,054 --> 00:09:59,200
‫یه ژنرال ارتش اندونزی به اسم پوترا

188
00:09:59,224 --> 00:10:03,329
‫می‌خواست نیروهای ویژه آمریکا رو راضی کنه که
بیان یه مدت به افرادش آموزش بدن

189
00:10:03,353 --> 00:10:08,376
‫پوترا آدم قابل اعتمادی نبود، ولی واشینگتن
‫دید فرصت مناسبی واسه معامله هست

190
00:10:08,400 --> 00:10:10,128
‫در ازای آموزش،

191
00:10:10,152 --> 00:10:11,879
‫قرار بود پوترا اجازه بده که سی‌آی‌ای

192
00:10:11,903 --> 00:10:14,257
‫توی جنگل‌های بارونی یه آزمایشگاه
‫مخفی سلاح‌های شیمیایی بسازه

193
00:10:14,281 --> 00:10:15,967
‫جان سمپسون خبر داشت؟

194
00:10:15,991 --> 00:10:17,969
‫نه. بهمون گفتن از سمپسون و

195
00:10:17,993 --> 00:10:19,619
‫افراد زیر دستش مخفی نگهش داریم

196
00:10:21,288 --> 00:10:22,706
‫سرها پایین

197
00:10:24,124 --> 00:10:25,584
‫سرها پایین

198
00:10:26,877 --> 00:10:28,419
‫سرها پایین

199
00:10:30,422 --> 00:10:33,026
‫سرها پایین. سرها پایین

200
00:10:33,050 --> 00:10:35,111
‫تکون بخورید، تکون بخورید، یالا

201
00:10:35,135 --> 00:10:36,779
‫سمپسون بچه‌مثبت بود

202
00:10:36,803 --> 00:10:38,865
‫اگه می‌فهمید داریم قوانین
‫بین‌المللی رو نقض می‌کنیم،

203
00:10:38,889 --> 00:10:40,283
‫به عالم و آدم خبر می‌داد

204
00:10:40,307 --> 00:10:42,684
‫خیال می‌کرد داریم روی
‫مالاریا تحقیق می‌کنیم

205
00:10:43,685 --> 00:10:46,497
‫تنها عضو نیروی دلتا که واقعاً می‌دونست
‫داریم چیکار می‌کنیم

206
00:10:46,521 --> 00:10:49,274
‫افسر فرمانده‌شون کیهیل بود

207
00:10:53,070 --> 00:10:54,714
‫کمک کرد لاپوشونیش کنیم

208
00:10:54,738 --> 00:10:57,216
‫پس واسه همین اون شب
‫کیهیل توی مترو بود؟

209
00:10:57,240 --> 00:10:59,844
‫- همچنان سعی داشت همه چی رو لاپوشونی کنه؟
‫- آره

210
00:10:59,868 --> 00:11:02,092
‫وقتی اون منشی مریک فایل‌های
‫نیروی دلتا رو دزدید،

211
00:11:02,094 --> 00:11:04,472
‫قطعاً یجور آژیر توی سامانه فعال شده

212
00:11:13,806 --> 00:11:17,559
‫وزارت دفاع چندتا از
‫افرادش رو فرستاد دنبالش که…

213
00:11:18,470 --> 00:11:20,190
‫ببینن اطلاعات دزدیده شده رو کجا می‌بره

214
00:11:20,806 --> 00:11:21,807
‫« حذف »

215
00:11:22,307 --> 00:11:25,060
‫ردش رو چندتا خیابون
‫بالاتر از محل کارش زدن

216
00:11:25,573 --> 00:11:29,577
‫با خودشون گفتن اطلاعات کم‌ارزشیـه،
‫چون مال سال ۱۹۹۸ و از اندونزیـه

217
00:11:30,690 --> 00:11:33,656
‫روح‌شون هم خبر نداشت که اون عکس
‫چه پیامدهایی می‌تونه داشته باشه

218
00:11:35,654 --> 00:11:38,966
‫از روی حُسن نیت،
‫به دفتر سمپسون زنگ زدن

219
00:11:38,990 --> 00:11:40,843
‫دیر وقت بود

220
00:11:40,867 --> 00:11:43,346
‫- جز کیهیل کسی اونجا نبود
‫- کیهیل هستم

221
00:11:43,370 --> 00:11:45,922
‫اون می‌دونست اگه اون فایل‌ها
‫هدف سرقت قرار گرفته باشن،

222
00:11:45,924 --> 00:11:48,059
‫حتماً یه چیز غیرقانونی داخلشون بوده

223
00:11:48,083 --> 00:11:51,104
‫طولی نکِشید که فهمیده قضیه چی بوده

224
00:11:51,128 --> 00:11:53,779
‫کیهیل خودش رو رسوند به مأموران
‫فدرالی که مریک رو تعقیب می‌کردن،

225
00:11:53,781 --> 00:11:56,359
‫مسیرشون رو بست،
‫یه کاری کرد توی اتوبان

226
00:11:56,383 --> 00:11:59,112
‫دچار سانحه‌ی جزئی بشن و
‫مریک رو گم کنن

227
00:11:59,188 --> 00:12:02,191
‫مأمورها ندیدنش و
‫اون افتاد دنبال آنا

228
00:12:03,640 --> 00:12:05,326
‫اون سرباز دلتا بود

229
00:12:05,350 --> 00:12:07,495
‫اینجور کارها تخصصش بود

230
00:12:07,519 --> 00:12:10,081
‫ردش رو گرفت تا رسید به مترو

231
00:12:10,105 --> 00:12:13,751
‫می‌خواست به محض اینکه تنها گیرش آورد،
‫فلش رو ازش بگیره

232
00:12:13,775 --> 00:12:15,777
‫بعدش اوضاع قاراشمیش شد

233
00:12:17,696 --> 00:12:19,697
‫ولی اینجاش رو دیگه خودت می‌دونی

234
00:12:21,867 --> 00:12:25,138
‫پس وقتی پلیس‌ها سر رسیدن،
‫کیهیل در رفت و زنگ زد بهت خبر داد

235
00:12:25,162 --> 00:12:26,556
‫به دو نفر زنگ زد

236
00:12:26,580 --> 00:12:28,474
‫یکی به من و یکی هم فاستر

237
00:12:28,498 --> 00:12:32,019
‫همون افسر سی‌آی‌ای که
‫عملیات مانگوس رو مدیریت می‌کرد

238
00:12:32,043 --> 00:12:34,856
‫فاستر رو می‌شناسم.
‫گوشش رو از جا در آوردم.

239
00:12:34,880 --> 00:12:36,983
‫زنگ زدنش به فاستر منطقیـه،

240
00:12:37,007 --> 00:12:40,111
‫چون کیهیل نمی‌خواست
‫محتویات اون فلش علنی بشه و

241
00:12:40,135 --> 00:12:43,852
‫با خودش گفته سی‌آی‌ای بهتر از همه و
‫بی‌سر و صدا این کار رو می‌کنه

242
00:12:43,854 --> 00:12:45,647
‫ولی چرا به تو زنگ زده؟

243
00:12:46,349 --> 00:12:48,185
‫به قول خودت، دستیاری بیش نبودی

244
00:12:52,647 --> 00:12:54,274
‫یه انگشت دیگه هم بشکون

245
00:12:55,317 --> 00:12:56,586
‫نه! نه! نه!

246
00:12:56,610 --> 00:12:59,716
‫بهم زنگ زد چون من داشتم از دانسته‌هایی که
‫توی جنگل کسب کردیم استفاده می‌کردم و

247
00:12:59,718 --> 00:13:00,965
‫کیهیل این رو می‌دونست

248
00:13:00,989 --> 00:13:02,389
‫از کجا می‌دونست؟

249
00:13:03,158 --> 00:13:06,429
‫بعد از اینکه از آفت‌کش‌ها میلیاردها
‫به جیب زدم و شرکتم بزرگ شد،

250
00:13:06,453 --> 00:13:09,140
‫اسمم زیاد توی رسانه‌ها میومد و

251
00:13:09,164 --> 00:13:11,601
‫کیهیل هم من رو از اندونزی یادش اومد

252
00:13:11,625 --> 00:13:13,561
‫سال‌ها پیش باهام تماس گرفت

253
00:13:13,585 --> 00:13:17,523
‫نگران بود نکنه کاری بکنم که
‫عملیات مانگوس برملا بشه

254
00:13:17,547 --> 00:13:20,276
‫بهش گفتم که صد سال سیاه
‫همچین کاری نمی‌کنم

255
00:13:20,300 --> 00:13:24,113
‫چیزی که توی اون عملیات غیرقانونی ‫ساختیم،
مبنای کل تجارتم بود

256
00:13:24,137 --> 00:13:25,823
‫اگه برملا بشه، کار هممون ساخته‌ست

257
00:13:25,847 --> 00:13:28,409
‫واسه همین اون مزدورها رو استخدام کردی

258
00:13:28,433 --> 00:13:30,745
‫می‌خواستی مطمئن بشی که
‫کار انجام میشه

259
00:13:30,769 --> 00:13:34,457
‫ولی اگه اونا هم مثل سی‌آی‌ای
‫هدف‌شون از بین بردن فلش بوده…

260
00:13:34,481 --> 00:13:36,542
‫چرا توی واشینگتن مأمورهای
‫سی‌آی‌ای رو کُشتن؟

261
00:13:36,566 --> 00:13:39,545
‫شرکت من توی برخی از خطرناک‌ترین
‫نقاط جهان فعالیت داشته

262
00:13:39,569 --> 00:13:42,632
‫واسه همین ناگزیر شدیم یه سری از
‫خطرناک‌ترین افراد رو استخدام کنیم

263
00:13:42,656 --> 00:13:44,624
‫گاهی زیاده‌روی می‌کنن

264
00:13:44,626 --> 00:13:46,627
‫من هیچوقت نمی‌خواستم اونا کسی رو بکُشن

265
00:13:48,370 --> 00:13:50,389
‫البته به جز اون دوتا زن

266
00:13:50,613 --> 00:13:52,282
‫می‌دونی اونا واقعاً کی هستن؟

267
00:13:53,083 --> 00:13:55,961
‫افرادم آمارشون رو
‫از منابع‌شون در آوردن

268
00:13:57,003 --> 00:13:58,898
‫اون مُسن‌تره که اسمش آمیشاست،

269
00:13:58,922 --> 00:14:00,942
‫قبلاً عضو نیروهای ویژه‌ی پوترا بوده

270
00:14:00,966 --> 00:14:03,152
‫تا جایی که می‌دونم،
‫پوترا رو ستایش می‌کرده

271
00:14:03,176 --> 00:14:06,280
‫اون جوون‌تره لایلا، دست‌پرورده‌ی آمیشاست

272
00:14:06,304 --> 00:14:08,407
‫جفت‌شون هم به شدت خطرناکن

273
00:14:08,431 --> 00:14:11,452
‫میشه اسمشون رو گذاشت
‫جنایتکارهای فرصت‌طلب جهانی

274
00:14:11,476 --> 00:14:13,246
‫معمولاً پیمانکار و مزدور هستن،

275
00:14:13,270 --> 00:14:15,248
‫ولی این دفعه فرصت مناسبی دیدن که

276
00:14:15,272 --> 00:14:17,208
‫کلی پول به جیب بزنن،
‫پس دست به کار شدن

277
00:14:17,232 --> 00:14:19,359
‫برگشتیم سر اون عکس

278
00:14:23,947 --> 00:14:26,824
‫سمپسون روند آموزش رو برای
‫واشینگتن ثبت و ضبط می‌کرد

279
00:14:30,996 --> 00:14:33,224
‫گمونم بی‌دقتی کردیم،

280
00:14:33,248 --> 00:14:37,061
‫ولی داشتیم کارهایی انجام می‌دادیم که
‫سربازهای اونجا به‌ هر حال سر در نمی‌آوردن

281
00:14:37,312 --> 00:14:40,607
‫اونا رو آدم حساب نمی‌کردیم،
‫خیال می‌کردیم خنگ هستن

282
00:14:41,381 --> 00:14:43,758
‫باید بیشتر احتیاط به خرج می‌دادیم

283
00:14:44,843 --> 00:14:48,114
‫قربان، ژنرال پوترا می‌خواد
‫با ما دو نفر عکس بگیره

284
00:14:48,138 --> 00:14:49,365
‫باشه، ولی بریم بیرون

285
00:14:49,389 --> 00:14:50,908
‫نه، نه، نه. نور خیلی زیاده

286
00:14:50,932 --> 00:14:53,685
‫اینجا عکس خیلی بهتر میفته. بیاید

287
00:14:54,769 --> 00:14:57,665
‫حالا این رو بفرستید واشینگتن دی‌سی ‫تا
بدونن همیشه

288
00:14:57,711 --> 00:15:01,065
‫دوست خوبی مثل من اینجا دارن، خب؟

289
00:15:01,067 --> 00:15:02,819
‫البته، ژنرال

290
00:15:06,197 --> 00:15:08,092
‫بعدش کیهیل می‌خواست
‫عکس رو از بین ببره،

291
00:15:08,116 --> 00:15:11,053
‫ولی وقتی چاپ شد،
‫دید تخته‌ی پس‌زمینه که

292
00:15:11,077 --> 00:15:14,581
‫فرمول‌مون روش بود، تار افتاده

293
00:15:15,582 --> 00:15:17,935
‫پس اون عکس هم بین هزاران عکس دیگه

294
00:15:17,959 --> 00:15:21,606
‫شد جزو مستندات رسمیِ
‫حضورمون توی اندونزی

295
00:15:21,630 --> 00:15:24,525
‫هر اطلاعات حساسی کاملاً ناخوانا بود

296
00:15:24,549 --> 00:15:26,277
‫ناخوانا توی دهه‌ی ۹۰

297
00:15:26,301 --> 00:15:28,821
‫آره. این هوش‌مصنوعی جدید،

298
00:15:28,845 --> 00:15:31,240
‫وقتی روی بازسازی تصویر اعمال بشه،

299
00:15:31,264 --> 00:15:35,077
‫عملاً می‌تونه فوکوس لنز رو تغییر بده

300
00:15:35,101 --> 00:15:38,624
‫پس چیزی که دیروز تار بود،
‫امروز خوانا شده

301
00:15:39,314 --> 00:15:41,709
‫خیلی‌خب. فرض کنیم که
‫الان فرمول رو در اختیار دارن

302
00:15:41,733 --> 00:15:43,252
‫ساختنش چقدر سختـه؟

303
00:15:43,276 --> 00:15:46,797
‫بدون سم‌ زیستی پایه غیرممکنـه

304
00:15:46,821 --> 00:15:48,215
‫آبرین

305
00:15:48,239 --> 00:15:50,468
‫هفتاد برابر کُشنده‌تر از رایسینـه

306
00:15:50,492 --> 00:15:52,386
‫توی آمریکا بدست آوردن
‫نمونه‌های قوی سختـه،

307
00:15:52,410 --> 00:15:55,739
‫ولی تو جنگل‌های بارونی اندونزی
‫راحت گیر میاد

308
00:15:56,373 --> 00:15:59,185
‫ما از یه گیاه به اسم لوبیای
‫چشم خرچنگی استخراجش کردیم

309
00:16:00,251 --> 00:16:02,104
‫- گوه توش
‫- چیـه؟

310
00:16:02,128 --> 00:16:03,672
‫لایلا لوبیای چشم خرچنگی داره

311
00:16:04,464 --> 00:16:06,049
‫دیدم‌شون

312
00:16:07,050 --> 00:16:11,012
‫مادرم توی ۱۶ سالگی این دستبند رو بهم داد

313
00:16:11,596 --> 00:16:14,849
‫توی هر بند دوتا دونه هست

314
00:16:15,975 --> 00:16:18,853
‫یعنی من و اون، تا ابد کنار همیم

315
00:16:19,938 --> 00:16:21,700
‫اگه فرمولش سرّیـه،
‫پس چطوری لایلا و آمیشا

316
00:16:21,701 --> 00:16:23,793
‫قبل از بدست آوردن اون عکس،
‫از اون لوبیا خبر داشتن؟

317
00:16:23,817 --> 00:16:26,462
‫از سربازهای پوترا برای
‫جمع‌آوری‌شون استفاده کردیم

318
00:16:26,486 --> 00:16:30,825
‫پس گمونم لابد یجوری فهمیدن که
‫اون دونه‌ها کلید ماجرا بودن

319
00:16:31,700 --> 00:16:33,209
‫چقدر احمقانه

320
00:16:33,211 --> 00:16:34,611
‫خفه شو

321
00:16:35,203 --> 00:16:36,931
‫اونا نوکر بی‌جیره مواجب بودن

322
00:16:36,955 --> 00:16:38,391
‫پس دونه‌ها رو هم دارن

323
00:16:38,415 --> 00:16:40,184
‫واسه ساختن سلاح چی لازم دارن؟

324
00:16:40,208 --> 00:16:43,229
‫یه سری مواد شیمیایی که
‫توی هر فروشگاهی پیدا میشه

325
00:16:43,253 --> 00:16:46,941
‫ولی نحوه‌ی پردازش‌شون با دونه‌هاست که
‫باعث میشه اینقدر مرگبار بشه

326
00:16:47,011 --> 00:16:49,390
‫پس ممکنـه همین الان
‫در حال ساختنش باشن؟

327
00:16:50,301 --> 00:16:52,511
‫ممکنـه همین الانش ساخته باشنش

328
00:17:23,752 --> 00:17:25,378
‫سلام

329
00:17:27,839 --> 00:17:29,424
‫پس اونی که قراره کمکمون کنه اینـه؟

330
00:17:31,342 --> 00:17:33,946
‫گفتن دنبال یکی هستید که

331
00:17:33,970 --> 00:17:36,323
‫یه نوع هروئین جدید رو تست کنه

332
00:17:36,347 --> 00:17:37,747
‫من پایه‌ام

333
00:17:40,059 --> 00:17:41,787
‫ولی وارد کارهای جنسی نمیشم

334
00:17:41,811 --> 00:17:44,039
‫نه. جنسی نداریم

335
00:17:44,063 --> 00:17:46,608
‫فقط بهترین نشئه‌ی عمرت رو
‫تجربه می‌کنی

336
00:17:47,692 --> 00:17:49,092
‫بشین

337
00:17:50,570 --> 00:17:52,738
‫قراره حسابی حال کنی

338
00:18:12,550 --> 00:18:14,242
‫چه اثری می‌ذاره؟

339
00:18:15,720 --> 00:18:18,807
‫کل مشکلاتت رو حل می‌کنه

340
00:19:19,158 --> 00:19:22,137
‫سلاح‌های سمّی وقتی علیه یه هدف مشخص
‫استفاده بشن، فوق‌العاده کارآمد هستن

341
00:19:22,161 --> 00:19:23,806
‫تو گفتی داشتید روی سلاحی
‫تحقیق می‌کردید که

342
00:19:23,830 --> 00:19:25,599
‫بشه توی حملات کُشتار جمعی استفاده کرده

343
00:19:25,623 --> 00:19:27,977
‫تابحال هیچکس نتونسته راهی پیدا کنه که
‫سموم شیمیایی رو

344
00:19:28,001 --> 00:19:31,605
‫به‌ طور مؤثر توی یه محیط باز و
‫گسترده پخش کنه

345
00:19:31,629 --> 00:19:33,023
‫ما پیدا کردیم

346
00:19:33,047 --> 00:19:36,986
‫این ترکیب وقتی به شکل بخار ذره‌ای در بیاد،
‫مثل مِه توی هوا معلق می‌مونه

347
00:19:37,010 --> 00:19:39,738
‫اونقدری هم سبک هست که
‫با جریان هوا جابجا بشه

348
00:19:39,762 --> 00:19:41,532
‫پس سریع منتشر میشه

349
00:19:41,556 --> 00:19:44,743
‫اگه یه بمب‌گذاری انتحاری رو به این سلاح
‫مجهز کنی و بفرستی تایمز اسکوئر،

350
00:19:44,767 --> 00:19:46,537
‫تا شعاع ده بلوک همه رو می‌کُشه

351
00:19:46,561 --> 00:19:47,955
‫اکثرشون طی چند ثانیه

352
00:19:47,979 --> 00:19:49,164
‫گفتی کل هدف این پروژه

353
00:19:49,188 --> 00:19:51,417
‫واسه جلوگیری از همچین فجایایی بوده

354
00:19:51,441 --> 00:19:54,837
‫داشتیم سعی می‌کردیم بدترین
‫سناریوی احتمالی‌مون رو خلق کنیم،

355
00:19:54,861 --> 00:19:56,755
‫چیزی که بیشتر از همه ازش ترس داشتیم،

356
00:19:56,779 --> 00:20:00,718
‫بعدش با مهندسی معکوس،
‫راهی برای خنثی کردنش پیدا کنیم

357
00:20:00,742 --> 00:20:02,219
‫پس پادزهری در کار هست؟

358
00:20:02,243 --> 00:20:04,013
‫هیچوقت به اون مرحله نرسیدیم

359
00:20:04,037 --> 00:20:08,309
همین که پوترا بو برد و
،سلاح رو دزدید

360
00:20:08,333 --> 00:20:10,644
پروژه به کل تعطیل شد

361
00:20:10,668 --> 00:20:13,689
،زد یک روستا رو کلاً قتل‌عام کرد
فقط چون بزرگاشون

362
00:20:13,713 --> 00:20:16,548
با رقبای سیاسی پوترا دست‌به‌یکی کرده بودن

363
00:20:19,000 --> 00:20:26,000


364
00:20:28,227 --> 00:20:30,146
دولت آمریکا قضیه رو ماست‌مالی کرد

365
00:20:31,147 --> 00:20:34,734
،با اینکه قصدمون این نبود
همچنان جلوه‌ی خوبی نداشت

366
00:20:36,444 --> 00:20:39,506
حالا هم لایلا و آمیشا معلوم نیست
می‌خوان به کدوم ننه‌قمری بفروشنش

367
00:20:39,530 --> 00:20:41,967
واسه دفاع ساختیمش، نه حمله

368
00:20:41,991 --> 00:20:44,511
.ارشد می‌خوندم، پسر
.داشتم اقساط وام دانشجوییم رو می‌دادم

369
00:20:44,535 --> 00:20:46,013
فقط از دستورات پیروی می‌کردم

370
00:20:46,037 --> 00:20:47,431
آره، از دستورات پیروی می‌کردی

371
00:20:47,455 --> 00:20:49,600
از اون فرمول استفاده کردی تا
جیب خودت رو پر کنی

372
00:20:49,624 --> 00:20:50,809
اصلاحش کردم

373
00:20:50,833 --> 00:20:55,296
سموم من تهش کرم غوزه رو بکُشه

374
00:20:56,673 --> 00:20:58,734
من جلوی قحطی رو می‌گیرم

375
00:20:58,758 --> 00:21:00,569
می‌فهمی؟

376
00:21:00,593 --> 00:21:02,655
مردم نونِ شب‌شون رو از صدقه‌سریِ من دارن

377
00:21:02,679 --> 00:21:04,740
…از صدقه‌سریِ تو کلی آدم مُردن

378
00:21:04,764 --> 00:21:07,201
تو فقط به فکر جون و جیبِ خودتی

379
00:21:07,225 --> 00:21:08,452
مگه چی از دست دادیم؟

380
00:21:08,476 --> 00:21:10,037
یه کارمند پایه‌ی دولتی؟

381
00:21:10,061 --> 00:21:11,997
یه فوتبالیست لعنتی؟

382
00:21:12,021 --> 00:21:14,625
چهارتا مأمور رده‌پایین سی‌آی‌ای؟

383
00:21:14,649 --> 00:21:16,794
نجاتِ دنیا هزینه داره

384
00:21:16,818 --> 00:21:19,546
خیلی‌خب، با این لاشی چیکار کنیم؟

385
00:21:19,570 --> 00:21:21,382
،حتی اگه فلش رو از لایلا و آمیشا بگیریم

386
00:21:21,406 --> 00:21:23,425
می‌تونن پیداش کنن و فرمول رو ازش بگیرن

387
00:21:23,449 --> 00:21:25,326
بهشون هیچی نمیگم

388
00:21:28,371 --> 00:21:29,682
قسم می‌خورم

389
00:21:29,706 --> 00:21:32,083
همین الان سر دوتا انگشت
پته‌ات رو ریختی روی آب

390
00:21:33,084 --> 00:21:34,919
به چشم دیدم این زن‌ها چه بلایی سر آدم میارن

391
00:21:35,920 --> 00:21:37,754
زبون وا می‌کنی

392
00:21:39,507 --> 00:21:41,276
!صبر کن. صبر کن

393
00:21:41,300 --> 00:21:42,700
…وایسا، وایسا، وایـ

394
00:21:43,302 --> 00:21:45,280
خدایا، ریچر

395
00:21:45,304 --> 00:21:46,775
من رئیس محافظان مردی‌ام که

396
00:21:46,777 --> 00:21:49,451
احتمالاً رئیس‌جمهور بعدی آمریکاست

397
00:21:49,475 --> 00:21:51,996
نباید از این کارها جلوم بکنی

398
00:21:52,020 --> 00:21:54,188
نجاتِ دنیا هزینه داره

399
00:21:56,149 --> 00:21:57,775
من که مشکلی ندارم

400
00:22:14,959 --> 00:22:17,170
اونقدر بساز که باهاش بشه هزاران نفر رو کُشت

401
00:22:28,931 --> 00:22:31,350
شرمنده. ببخشید

402
00:22:48,618 --> 00:22:50,328
هر چه زودتر ته و توش رو دربیار

403
00:23:15,186 --> 00:23:16,771
لعنتی

404
00:23:34,247 --> 00:23:36,600
جیکوب. از پلام چه خبر؟

405
00:23:36,624 --> 00:23:37,684
نمی‌دونم

406
00:23:37,708 --> 00:23:40,312
،پلیسای توی بیمارستان من رو شناختن
مجبور شدم فرار کنم

407
00:23:40,336 --> 00:23:42,523
آخرین باری که دیدمش، وضعش خوب نبود

408
00:23:42,547 --> 00:23:44,024
لعنتی

409
00:23:44,048 --> 00:23:45,651
تو خوبی؟ -
،نه واقعاً -

410
00:23:45,675 --> 00:23:48,072
چون همین الان فهمیدم که لایلا ۱۰ صبحِ فردا

411
00:23:48,074 --> 00:23:50,675
فلش رو توی دارک‌وب به مزایده می‌ذاره

412
00:23:50,888 --> 00:23:51,990
از کجا فهمیدی؟

413
00:23:52,014 --> 00:23:55,160
یادتونـه پلام توی یه انجمن اینترنتی
به رفقاش گفته بود که

414
00:23:55,184 --> 00:23:57,358
در مورد فلش اطلاعات جمع کنن؟

415
00:23:57,360 --> 00:24:00,852
خب، گوشی‌اش دست منـه و
یکی از رفقای خبرنگارش تازه جوابش رو داده

416
00:24:00,854 --> 00:24:05,175
طرف یه آگهی مزایده توی دارک‌وب پیدا کرده و
،طبق حرفایی که رد و بدل میشده

417
00:24:05,177 --> 00:24:08,215
انگار همه‌ی آشغال‌های دونه‌درشت دنیا
می‌خوان توش پیشنهاد بدن

418
00:24:08,239 --> 00:24:10,627
پس، احیاناً نفهمیدید چی رو می‌خوان بفروشن؟

419
00:24:10,629 --> 00:24:13,053
فرمولِ یه سلاح شیمیاییِ کشتار جمعی

420
00:24:13,077 --> 00:24:14,429
کیر توش

421
00:24:14,453 --> 00:24:16,056
آره، اوضاع خرابـه

422
00:24:16,080 --> 00:24:17,808
احتمالاً از چیزی که فکر می‌کنید خراب‌تره

423
00:24:17,832 --> 00:24:21,502
توی اطلاعیه‌ی مزایده نوشتن که
نمایش تستِ کارایی هم می‌ذارن

424
00:24:21,504 --> 00:24:24,815
پلیسا هم توی اون رستوران قدیمیه‌
وسایل و مواد شیمیایی پیدا کردن

425
00:24:24,839 --> 00:24:26,024
منطقیـه

426
00:24:26,048 --> 00:24:28,152
نمیای چند میلیارد واسه سلاحی که
کار نمی‌کنه پول بدی

427
00:24:28,176 --> 00:24:30,529
وقتی زمان مزایده رو تعیین کردن یعنی
از قبل سلاح رو ساختن

428
00:24:30,553 --> 00:24:34,908
واسه همین آنا رو مجبور کردن عکس رو
بعد از دزدیدن پاک کنه

429
00:24:34,932 --> 00:24:38,620
،اگه فقط یه نسخه از فرمول وجود داشته باشه
ارزشش بیشتر میشه

430
00:24:38,644 --> 00:24:42,684
اگه مزایده فرداست، همین امشب ملت رو
می‌کُشن تا ثابت کنن کار می‌کنه

431
00:24:42,857 --> 00:24:44,669
خیلی دقیقه‌نودی نیست؟

432
00:24:44,671 --> 00:24:47,129
نمی‌تونن مزایده رو عقب بندازن؟

433
00:24:47,153 --> 00:24:49,590
شاید بعضی از خریدارها گفتن
اصلاً دوست ندارن به تعویق بیفته

434
00:24:49,614 --> 00:24:52,718
لایلا و آمیشا هم الان اصلاً
دلشون نمی‌خواد ضعف نشون بدن

435
00:24:52,742 --> 00:24:55,053
،قول دادن می‌فروشن
پای حرف‌شون هم می‌مونن

436
00:24:55,077 --> 00:24:58,098
فقط انتظار نداشتن خواهرت
بزنه کل کاسه‌کوزه‌شون رو به فنا بده

437
00:24:58,122 --> 00:25:00,532
توی اینترنت بگرد ببین امشب توی
فیلادلفیا مراسمی چیزی هست که

438
00:25:00,534 --> 00:25:02,269
هدفِ مناسبی باشه یا نه

439
00:25:02,293 --> 00:25:04,021
از کجا می‌دونی همینجا پیاده‌اش می‌کنن؟

440
00:25:04,045 --> 00:25:06,106
اینجا ششمین شهر بزرگ آمریکاست

441
00:25:06,130 --> 00:25:07,996
آمار کُشته‌ها رو می‌برن بالا

442
00:25:08,313 --> 00:25:09,758
درضمن اینجا با آنا قرار گذاشته بودن

443
00:25:09,760 --> 00:25:11,695
تجهیزات آزمایشگاهی رو آماده کرده بودن

444
00:25:11,719 --> 00:25:14,383
اینکه سلاح رو بسازن و
همینجا امتحانش کنن خطرش کمتره تا اینکه

445
00:25:14,385 --> 00:25:16,617
محموله‌ای به این مرگباری رو
به یه جای منتقل کنن

446
00:25:16,641 --> 00:25:18,619
مخصوصاً الان که پلیس، مزدورها، ما و

447
00:25:18,643 --> 00:25:20,621
مأمورهای سی‌آی‌ای دنبال‌شونن

448
00:25:20,645 --> 00:25:22,456
سعی می‌کنن کمترین ردپا رو به جا بذارن

449
00:25:22,480 --> 00:25:25,000
توی فیلادلفیا می‌سازن و
همینجا هم منفجرش می‌کنن

450
00:25:25,024 --> 00:25:26,543
دقیقاً دنبال چی بگردم؟

451
00:25:26,567 --> 00:25:30,172
یه مراسم توی فضا باز که بتونن نشون بدن
سم چطور توی هوای آزاد کار می‌کنه

452
00:25:30,196 --> 00:25:31,840
ورزشگاه «سیتیزن بنک پارک»؟

453
00:25:31,864 --> 00:25:34,593
نه. آخرین بازیِ «فیلیز» قبل از تورِ
بازی‌های خارج از خونه‌شون رو دیدم

454
00:25:34,617 --> 00:25:37,512
جشن فانوس چینی توی فرانکلین اسکوئر

455
00:25:37,536 --> 00:25:39,139
بیلبوردهاش رو دیدم

456
00:25:39,163 --> 00:25:40,390
.هفته‌ی بعده
این چی؟

457
00:25:40,414 --> 00:25:41,600
اجرای موسیقی متن فیلم»

458
00:25:41,624 --> 00:25:43,435
«توسط ارکستر فیلادلفیا در مرکز هنریِ مان

459
00:25:43,459 --> 00:25:45,896
کنسرت توی فضای باز، ۱۴ هزار نفر ظرفیت

460
00:25:45,920 --> 00:25:47,147
امشب هیچ خبر دیگه‌ای نیست

461
00:25:47,171 --> 00:25:49,233
خودشـه -
گزارش میدم -

462
00:25:49,257 --> 00:25:52,027
اف‌بی‌آی و پلیس فیلادلفیا
سایه‌مون رو با تیر می‌زنن

463
00:25:52,051 --> 00:25:53,451
کی حرفمون رو باور می‌کنه؟

464
00:25:54,136 --> 00:25:55,948
داکرتی

465
00:25:55,972 --> 00:25:58,224
من رو دستگیر کرده بود ولی ولم کرد

466
00:25:58,808 --> 00:25:59,868
چرا همچین کاری کرد؟

467
00:25:59,892 --> 00:26:04,605
به خاطر تو. اگه بهش زنگ بزنی
به حرفت گوش میده، تامارا

468
00:26:07,316 --> 00:26:08,956
درضمن، باید بیاید دنبالم

469
00:26:19,829 --> 00:26:21,706
« وزارت امنیت داخلی - پلیس فیلادلفیا »

470
00:26:21,789 --> 00:26:24,083
« تیم مدیریت و کنترل حوادث اضطراری »

471
00:26:31,007 --> 00:26:32,067
،ناسلامتی تابستونـه

472
00:26:32,091 --> 00:26:33,819
چرا اینقدر سرده؟

473
00:26:33,843 --> 00:26:35,243
انگار توفان در راهـه

474
00:26:36,595 --> 00:26:39,288
یعنی آمیشا چون خودش عکس گرفته بوده

475
00:26:39,290 --> 00:26:41,576
می‌دونسته فرمول روی تخته تار افتاده؟

476
00:26:41,600 --> 00:26:44,329
درستـه -
،بعد که تکنولوژی پیشرفت کرده -

477
00:26:44,353 --> 00:26:47,207
فهمیده حالا می‌تونه فرمول رو بخونه

478
00:26:47,231 --> 00:26:49,422
ولی عکس رو تو فایل‌های
قدیمیِ پایگاه نیروی دلتا

479
00:26:49,424 --> 00:26:51,712
توی فورت لیبرتیِ کارولینای شمالی
بایگانی کرده بودن

480
00:26:51,736 --> 00:26:53,255
نفوذ به اونجا غیرممکن بوده

481
00:26:53,283 --> 00:26:56,049
ولی وقتی کنگره تصمیم به دیجیتالی کردنِ
،فایل‌های قدیمی دولت می‌گیره

482
00:26:56,073 --> 00:26:57,801
آمیشا هم فرصت رو غنیمت شمرده

483
00:26:57,825 --> 00:26:59,511
فایل‌ها رو از پادگان به یه مرکز دولتی که

484
00:26:59,535 --> 00:27:02,347
امنیتش اونقدرها بالا نیست منتقل کردن

485
00:27:02,371 --> 00:27:03,640
آمیشا تحقیق می‌کنه تا

486
00:27:03,664 --> 00:27:06,834
ببینه از نقطه‌ضعف کدوم کارمند
میشه واسه باج‌گیری استفاده کرد

487
00:27:07,418 --> 00:27:09,337
مثل یه مادر مجرد و پسرش

488
00:27:12,798 --> 00:27:15,842
باید هزارتا اتفاق دست به دست هم می‌داد تا
اونا رو از دست بدم

489
00:27:18,012 --> 00:27:20,574
از همگی ممنونم که
!تشریف آوردید، مردم فیلادلفیا

490
00:27:20,598 --> 00:27:22,784
شب خوبی داشته باشید

491
00:27:22,808 --> 00:27:24,208
لعنتی

492
00:27:25,144 --> 00:27:26,979
چیزی نیست. داکرتیـه

493
00:27:33,652 --> 00:27:34,838
خب، عجب افتضاحی شد

494
00:27:34,862 --> 00:27:37,513
تمام سوراخ‌سنبه‌های اینجا
پُر شده از پلیس و سگ

495
00:27:37,515 --> 00:27:40,469
،هر کی اومده داخل رو گشتن
،اجرا رو عقب انداختن

496
00:27:40,493 --> 00:27:42,637
صاحبای سالن رو شاکی کردن و
صدای مقامات شهری رو هم که

497
00:27:42,661 --> 00:27:45,640
با زن و بچه‌ی لعنتی‌شون اومده بودن درآوردن

498
00:27:45,664 --> 00:27:48,769
می‌دونی چقدر تحقیر و خِفَت رو به جون خریدم که

499
00:27:48,793 --> 00:27:51,229
وانمود کنم یه پلیسِ دهاتی و
بی‌عرضه روی دستم زده؟

500
00:27:51,253 --> 00:27:53,482
حالا نصف نیروهای اداره رو کشوندم اینجا

501
00:27:53,506 --> 00:27:55,150
دنبالِ نخودسیاه

502
00:27:55,152 --> 00:27:57,565
بهت اعتماد کردم و تو هم گذاشتی تو کاسه‌ام

503
00:27:57,968 --> 00:28:00,364
عمدی نبود -
آها -

504
00:28:00,388 --> 00:28:02,089
مثلاً تصادفی بوده؟

505
00:28:02,285 --> 00:28:04,579
از همون تصادفاتی که
واسه اون یارو آلکوئیست پیش اومده؟

506
00:28:04,850 --> 00:28:07,371
اخبار رو دیدم، کسخل‌ها

507
00:28:07,395 --> 00:28:10,874
آلکوئیست بعد از ظهرِ امروز
توی تصادف کُشته شده

508
00:28:10,898 --> 00:28:13,377
از ماشین پرت شده و گردنش شکسته

509
00:28:13,661 --> 00:28:15,663
شما توی این ماجرا دست نداشتید؟

510
00:28:18,447 --> 00:28:19,847
زدم به گوزن

511
00:28:21,117 --> 00:28:23,678
میگم، تونستی پلام رو ببینی؟

512
00:28:23,702 --> 00:28:26,663
.هنوز توی اتاق عملـه
.توی راه برگشت بهش سر می‌زنم

513
00:28:27,915 --> 00:28:31,395
ببینید، چطوره تا کسی شما رو نشناخته
از اینجا برید؟

514
00:28:31,419 --> 00:28:34,231
شاید هم بعد از این شاهکارتون

515
00:28:34,255 --> 00:28:36,841
شما رو بهشون نشون بدم

516
00:28:48,352 --> 00:28:49,752
درک نمی‌کنم

517
00:28:50,688 --> 00:28:52,499
اینجا تمام ویژگی‌ها رو داشت

518
00:28:52,523 --> 00:28:55,210
فضای باز، جمعیت زیاد، توی فیلادلفیا

519
00:28:55,234 --> 00:28:57,587
چی رو از قلم انداختیم؟ -
باید بریم -

520
00:28:57,611 --> 00:29:00,156
به زودی چنان ترافیکی میشه که بیا و ببین

521
00:29:01,365 --> 00:29:03,301
صبر کن

522
00:29:03,325 --> 00:29:05,178
ترافیک

523
00:29:05,202 --> 00:29:07,431
می‌خوان به بزرگراه حمله کنن

524
00:29:07,455 --> 00:29:08,807
رو چه حساب؟

525
00:29:08,831 --> 00:29:10,183
مزایده ۱۰ صبحـه

526
00:29:10,207 --> 00:29:11,893
،به اینجا حمله نکردن
پس فرصت بعدیشون برای

527
00:29:11,917 --> 00:29:14,521
کُشتن هزاران نفر توی فضای باز کِیـه؟

528
00:29:14,545 --> 00:29:15,945
اوجِ ترافیکِ صبحگاهی

529
00:29:16,917 --> 00:29:18,630
ترافیک سنگین حدوداً ۷ و نیم شروع میشه

530
00:29:18,632 --> 00:29:19,700
منطقیـه

531
00:29:19,702 --> 00:29:22,993
وقتی شبکه‌های خبری ۲۴ ساعته حجمِ مرگ و میری
،که این سلاح به بار میاره رو نشون بدن

532
00:29:22,995 --> 00:29:24,986
مشتری‌ها ترغیب میشن که
توی مزایده سر و دست بشکونن

533
00:29:24,988 --> 00:29:27,033
ولی چطور میشه به بزرگراه حمله کرد؟

534
00:29:27,057 --> 00:29:28,952
می‌تونن یه کامیون یخچال‌دار رو
دستکاری کنن تا

535
00:29:28,976 --> 00:29:30,495
اگزوزش سموم رو از پشت بده بیرون و

536
00:29:30,519 --> 00:29:32,175
مستقیم وارد سیستم
تهویه‌ی خودروهایی بشه که

537
00:29:32,177 --> 00:29:33,711
کیلومترها سپر به سپر هم نگه داشتن

538
00:29:33,713 --> 00:29:35,924
یا یه هواپیمای سم‌پاشی کرایه کنن و
توی ارتفاع پایین پرواز کنن

539
00:29:35,926 --> 00:29:37,961
دور و برِ اینجا چی هست؟ بزرگراه ۹۵؟

540
00:29:37,985 --> 00:29:40,422
بزرگراه ۹۵، بلوار روزولت، اسکولکیل

541
00:29:40,446 --> 00:29:42,257
صبح‌ها توشون جای سوزن انداختن نیست

542
00:29:42,281 --> 00:29:44,259
هر ماشین میشه یه تابوت متحرک

543
00:29:44,283 --> 00:29:45,969
کی به حرف‌مون گوش میده آخه؟

544
00:29:45,993 --> 00:29:49,890
پیش تنها پلیسی که
،هوامون رو داشت روسیاه شدیم

545
00:29:49,914 --> 00:29:52,434
خودمون هم نمی‌تونیم
بزرگراه‌ها رو ببندیم

546
00:29:52,458 --> 00:29:53,935
ما نمی‌تونیم

547
00:29:54,018 --> 00:29:56,229
ولی دولت فدرال شاید بتونه

548
00:29:56,670 --> 00:29:58,672
<font color="#00f300">♪ Richard Iacona - Roulette ♪</font>

549
00:30:12,144 --> 00:30:13,832
سلام، نیک، کالین

550
00:30:13,834 --> 00:30:16,169
ممنون که اومدید. قدم‌رنجه فرمودید

551
00:30:19,610 --> 00:30:20,670
دان

552
00:30:20,694 --> 00:30:22,088
سلام، جان، چطوری؟ -
دست به جیب شو، رفیق -

553
00:30:22,112 --> 00:30:24,216
خوشحالم می‌بینمت

554
00:30:24,240 --> 00:30:26,051
تف توش. ممنون که اومدید

555
00:30:26,075 --> 00:30:27,475
نماینده

556
00:30:27,910 --> 00:30:29,596
مایک دانستون -
سلام، آقای دانستون -

557
00:30:29,620 --> 00:30:32,140
.خواهش می‌کنم مایک صدام کن
.فقط می‌خواستم خودم رو معرفی کنم

558
00:30:32,164 --> 00:30:33,558
مزایده‌ی شام با شما رو بُردم

559
00:30:33,582 --> 00:30:35,393
ممنون. مشتاق دیدار

560
00:30:35,417 --> 00:30:37,771
ایشون کی باشن؟ -
پسرم، کایل -

561
00:30:37,795 --> 00:30:40,774
خوشحالم می‌بینمت، کایل -
سلام، آقا -

562
00:30:40,798 --> 00:30:43,759
کایل، میشه بری چند دقیقه
اونجا بشینی؟

563
00:30:46,554 --> 00:30:49,616
می‌دونم موقع شام صحبت می‌کنیم ولی
خواستم زمینه‌چینی کنم

564
00:30:49,640 --> 00:30:51,701
من صاحب شرکت «هایدرومید پاور» هستم

565
00:30:51,725 --> 00:30:53,870
ما پیشرفته‌ترین نیروگاه‌های
برق‌آبی رو می‌سازیم و

566
00:30:53,894 --> 00:30:56,081
…الان هم یه پروژه‌ی جدید دست‌مونـه -
بله، در جریانم -

567
00:30:56,083 --> 00:30:58,313
خب، پس می‌دونید که
،هم واسه شبکه‌ی توزیع برق عالیـه

568
00:30:58,315 --> 00:30:59,373
هم محیط زیست

569
00:30:59,375 --> 00:31:00,669
،چیزایی که دیدم امیدوارکننده بود

570
00:31:00,693 --> 00:31:03,713
ولی کمک مالی‌تون به خیریه‌ی همسرم
تأثیری روی نظر من نداره

571
00:31:03,737 --> 00:31:05,590
فقط می‌خوام مطمئن شم که
با هم هم‌نظریم، مایک

572
00:31:05,614 --> 00:31:07,092
…البته، البته، فقط

573
00:31:07,116 --> 00:31:08,516
شرمنده، جناب نماینده‌ی کنگره

574
00:31:09,910 --> 00:31:11,888
کمیسیون نظارتیـه. باورتون میشه؟

575
00:31:11,912 --> 00:31:13,723
آها -
الان برمی‌گردم -

576
00:31:13,747 --> 00:31:15,374
کاملاً درک می‌کنم

577
00:31:21,626 --> 00:31:24,225
باورم نمیشه بابات جای مزایده برای
،بلیت جایگاه‌های ویژه‌ی مسابقه

578
00:31:24,227 --> 00:31:27,159
توی مزایده‌ی شام با
یه نماینده‌ی پیر و حوصله‌سربر شرکت کرده

579
00:31:28,178 --> 00:31:29,573
طرفدار پروپاقرصِ فیلیز هستی؟

580
00:31:29,597 --> 00:31:32,450
نه واقعاً. آخه تابحال با بابام نرفتم ورزشگاه

581
00:31:32,474 --> 00:31:33,868
هوم. بیسبال دوست نداره؟

582
00:31:33,892 --> 00:31:35,643
همیشه مشغولِ کاره

583
00:31:40,107 --> 00:31:42,150
می‌دونم چی می‌کِشه

584
00:31:43,402 --> 00:31:44,796
شرمنده

585
00:31:44,820 --> 00:31:46,798
میگم، مایک، یه فکری

586
00:31:46,822 --> 00:31:50,246
،چطوره من و تو و کایل به جای شام
بریم مسابقه‌ی بیسبال ببینیم؟

587
00:31:50,248 --> 00:31:51,845
خب؟ شام خسته‌کننده‌ست و تیم فیلیز هم

588
00:31:51,869 --> 00:31:54,726
یه بازیکن جوون داره که توپ رو
با سرعت ۱۷۰ کیلومتر بر ساعت پرت می‌کنه

589
00:31:54,728 --> 00:31:56,912
چندتا هات‌داگِ «تگزاس تامی»، چندتا آبجو و

590
00:31:56,914 --> 00:31:58,602
بعدش هم یکم در مورد کار صحبت می‌کنیم

591
00:31:58,626 --> 00:31:59,811
ردیفـه؟

592
00:31:59,835 --> 00:32:01,896
عالیـه

593
00:32:01,920 --> 00:32:03,773
به دفترم میگم هماهنگش کنه

594
00:32:03,797 --> 00:32:04,858
…شرمنده

595
00:32:04,882 --> 00:32:06,901
یه دقیقه‌ی دیگه

596
00:32:06,925 --> 00:32:08,344
بله؟

597
00:32:09,345 --> 00:32:11,406
من تا قبلِ اینینگِ چهارم جیم می‌زنم

598
00:32:11,430 --> 00:32:13,973
اونوقت دیگه خودتی و خودش

599
00:32:22,316 --> 00:32:23,710
ریچر

600
00:32:23,734 --> 00:32:26,171
اسپرینگ‌فیلد بهم گفت توی دلاور چی شده

601
00:32:26,195 --> 00:32:28,975
خیلی با روش‌هات موافق نیستم

602
00:32:28,977 --> 00:32:30,999
بنا به دلایلی معتقدیم
،سمی که آلکوئیست دربارش گفت

603
00:32:31,001 --> 00:32:32,636
فردا صبح توی اوجِ ترافیکِ اتوبان‌های

604
00:32:32,660 --> 00:32:34,971
فیلادلفیا استفاده میشه -
روی چه حساب؟ -

605
00:32:34,995 --> 00:32:37,265
زن‌هایی که به اسم لیلا و آمیشا هاث
،شناخته میشن

606
00:32:37,289 --> 00:32:39,484
یه مزایده‌ی دارک‌وب واسه
فرمول شیمیایی راه انداختن که

607
00:32:39,486 --> 00:32:40,908
ساعت ۱۰ صبح به وقت محلیـه

608
00:32:42,044 --> 00:32:45,464
قبلش یه حمله‌ی موفق می‌خوان تا
قیمت‌های مزایده رو ببرن بالا

609
00:32:46,674 --> 00:32:49,468
لعنتی. امنیت میهن رو خبر می‌کنم

610
00:32:51,011 --> 00:32:53,323
بیا هفته‌ی بعد که اومدم واشینگتن
بریم ناهار بخوریم

611
00:32:53,347 --> 00:32:54,765
موافقم

612
00:32:55,808 --> 00:32:58,370
میگم، اسپرینگ‌فیلد رو ندیدی؟

613
00:32:58,394 --> 00:33:01,039
چرا، همین چند دقیقه پیش رفت سمتِ ورودی خدمات

614
00:33:01,063 --> 00:33:04,843
نگهبانِ اونجا بی‌سیمش رو جواب نمی‌داد و
اون هم کفری شد

615
00:33:04,845 --> 00:33:06,263
چی؟ هیچکدوم از نگهبان‌ها؟

616
00:33:06,694 --> 00:33:08,505
نگهبان‌های دم ورودیِ خدمات نه

617
00:33:08,955 --> 00:33:11,958
احتمالاً چون شام سِرو شده زودتر رفتن

618
00:33:12,741 --> 00:33:14,469
واسه این نیست که جواب نمیدن

619
00:33:14,493 --> 00:33:16,096
ازت می‌خوام برگردی هتل

620
00:33:16,120 --> 00:33:18,098
چرا؟ -
وقت ندارم توضیح بدم -

621
00:33:18,122 --> 00:33:19,790
فقط فوراً برو

622
00:33:24,586 --> 00:33:26,356
باشه -
فردا به بزرگراه -

623
00:33:26,380 --> 00:33:27,732
حمله نمی‌کنن

624
00:33:27,756 --> 00:33:29,693
همین امشب به این جایی که
من هستم حمله می‌کنن

625
00:33:29,717 --> 00:33:30,902
کجایی؟

626
00:33:30,926 --> 00:33:32,487
پنس لندینگِ فیلادلفیا

627
00:33:32,511 --> 00:33:34,989
مراسم خیریه توی فضای باز با کلی جمعیت

628
00:33:35,013 --> 00:33:37,242
نه اونقدری که صبح موقع ترافیک می‌تونن بکُشن

629
00:33:37,266 --> 00:33:39,327
چرا باید با یه خیریه‌ی کوچیک حمله کنن؟

630
00:33:39,351 --> 00:33:40,995
چون خیریه‌ی همسرِ منـه

631
00:33:41,019 --> 00:33:42,646
می‌دونن اینجام

632
00:33:43,147 --> 00:33:46,584
،قبلاً این رو نگفتم چون مهم نبود

633
00:33:46,608 --> 00:33:47,794
ولی وقتی گفتم که

634
00:33:47,818 --> 00:33:50,588
نیروهای دلتا ژنرال پوترا رو
،پیدا کردن و کُشتن

635
00:33:50,612 --> 00:33:53,614
نگفتم من اونی بودم که کُشتمش

636
00:34:08,964 --> 00:34:10,364
!نه

637
00:34:34,865 --> 00:34:38,511
اونی که به اسم آمیشا می‌شناسیمش،‏
دید که من کُشتمش

638
00:34:38,535 --> 00:34:40,829
پوترا رو می‌پرستید

639
00:34:42,164 --> 00:34:45,101
اگه قراره جایی رو برای نمایش
سلاحش توی فیلادلفیا انتخاب کنه،‏‏

640
00:34:45,125 --> 00:34:48,009
چرا مراسمی رو انتخاب نکنه که
باهاش بتونه انتقام هم بگیره؟

641
00:34:48,011 --> 00:34:49,939
هم پول گیرش میاد، هم انتقامش رو می‌گیره

642
00:34:49,963 --> 00:34:51,441
با یه تیر دو نشون می‌زنه

643
00:34:51,465 --> 00:34:53,109
دلیلی نداره مراسم تو رو انتخاب نکنه

644
00:34:53,133 --> 00:34:54,569
پنس لندینگ خیلی دور نیست

645
00:34:54,593 --> 00:34:56,052
محکم بشینید

646
00:34:59,640 --> 00:35:02,267
آهای، قطع نکن

647
00:35:03,310 --> 00:35:04,454
اسپرینگ‌فیلد

648
00:35:04,478 --> 00:35:06,122
قربان، یه مشکلی پیش اومده

649
00:35:06,146 --> 00:35:07,665
بذار حدس بزنم

650
00:35:07,689 --> 00:35:10,376
نگهبان ورودیِ خدمات مُرده

651
00:35:10,400 --> 00:35:11,586
گلوش بُریده شده

652
00:35:11,610 --> 00:35:13,338
کیر توش

653
00:35:13,362 --> 00:35:15,775
به زودی اوضاع اینجا قاراشمیش میشه

654
00:35:18,742 --> 00:35:20,929
می‌خواید السپث رو بفرستم خونه؟

655
00:35:20,953 --> 00:35:22,889
خودم فرستادم

656
00:35:22,913 --> 00:35:25,683
خیر. همین الان داره بهم نزدیک میشه

657
00:35:25,707 --> 00:35:27,644
لعنتی، الی

658
00:35:27,668 --> 00:35:30,045
ببین، از اینجا ببرش. من باید برم

659
00:35:33,215 --> 00:35:34,215
،ریچر

660
00:35:34,216 --> 00:35:35,610
یکی از نگهبان‌هامون به قتل رسیده

661
00:35:35,634 --> 00:35:36,820
داره شروع میشه

662
00:35:36,844 --> 00:35:37,987
همه رو تخلیه کن

663
00:35:38,011 --> 00:35:40,355
،اگه ببینن ملت دارن با عجله میرن
زودتر سلاح رو فعال می‌کنن

664
00:35:40,357 --> 00:35:41,658
فعلاً نمی‌دونن خبر داریم

665
00:35:41,682 --> 00:35:43,451
بهترین راه اینـه که
توی نطفه خفه‌اش کنیم

666
00:35:43,475 --> 00:35:46,204
چطوری؟ اصلاً نمی‌دونیم چطوری قراره
سم رو توی هوا پخش کنن

667
00:35:46,228 --> 00:35:48,414
چرا، می‌دونیم. آلکوئیست بهمون گفت

668
00:35:48,438 --> 00:35:50,596
گفت یه عامل انتحاری
تایمز اسکوئر رو می‌فرسته هوا

669
00:35:50,598 --> 00:35:52,293
واسه پنس لندینگ همون یه نفر هم کافیـه

670
00:35:52,317 --> 00:35:55,296
لایلا و آمیشا خودشون رو فدا نمی‌کنن

671
00:35:55,320 --> 00:35:57,340
واسه پولش اومدن، نه اینکه بمیرن

672
00:35:57,364 --> 00:35:59,592
ولی اگه تروریست‌هایی می‌شناسن که
،سلاح رو بهش بفروشن

673
00:35:59,616 --> 00:36:01,754
شاید از یکی از اون گروه‌ها
یه مأمورِ انتحاری قرض گرفتن

674
00:36:01,756 --> 00:36:04,533
،هم ثابت میشه سم کار می‌کنه
هم افتخار حمله رو به اسم خودشون می‌زنن

675
00:36:04,535 --> 00:36:06,599
،وقتی فلش رو از صندوق پستی‌ام برداشتیم

676
00:36:06,623 --> 00:36:08,226
پلام یه چیزایی گفت درباره‌ی اینکه

677
00:36:08,250 --> 00:36:11,437
لایلا یه نفر رو از جیبوتی آورده اینجا

678
00:36:11,467 --> 00:36:13,153
تونستید طرف رو ببینید؟

679
00:36:13,171 --> 00:36:14,440
نه

680
00:36:14,464 --> 00:36:16,776
.عکس لازم نداریم
.سمپسون، تو جزو نیروی دلتا بودی

681
00:36:16,800 --> 00:36:18,343
گمونم «فهرست» رو بلدی دیگه؟

682
00:36:18,969 --> 00:36:20,369
معلومـه که بلدم

683
00:36:21,430 --> 00:36:22,830
بگو ببینم

684
00:36:23,390 --> 00:36:26,661
یک: لباس‌های نامناسب؛

685
00:36:26,685 --> 00:36:30,147
گشاد و بدقواره برای مخفی کردن مواد منفجره

686
00:36:31,148 --> 00:36:33,167
دو: راه رفتنِ نامتعادل؛

687
00:36:33,191 --> 00:36:35,712
به خاطر سنگینیِ جلیقه یا اثرِ داروی منگ‌کننده

688
00:36:35,736 --> 00:36:38,655
…سه: همراه داشتنِ کیف

689
00:36:40,908 --> 00:36:43,344
کوله‌پشتی یا کیف دستی

690
00:36:43,368 --> 00:36:44,429
:چهار

691
00:36:44,453 --> 00:36:46,764
مشتِ گره کرده دورِ دکمه‌ی چاشنی

692
00:36:46,788 --> 00:36:48,188
چراغ رو رد کن

693
00:36:50,792 --> 00:36:52,562
:پنج

694
00:36:52,586 --> 00:36:55,356
رفتارهای عصبی و گوش‌به‌زنگ بودن

695
00:36:55,380 --> 00:36:57,275
،شش: زیر لب پچ‌پچ کردن

696
00:36:57,299 --> 00:36:59,110
احتمالاً ذکر یا دعا گفتن

697
00:36:59,134 --> 00:37:00,945
:هفت

698
00:37:00,969 --> 00:37:02,447
ریتم و الگوی تنفسِ غیرعادی

699
00:37:02,471 --> 00:37:03,698
:هشت

700
00:37:03,722 --> 00:37:05,188
روبرو رو نگاه کردن تا با کسایی که

701
00:37:05,190 --> 00:37:06,473
قراره بفرستن هوا چشم تو چشم نشن

702
00:37:06,475 --> 00:37:08,745
نُه: تمرکزِ فوق‌العاده شدید

703
00:37:08,769 --> 00:37:10,646
ده: قدم برداشتن با قصد و هدفِ کاملاً مصمم

704
00:37:17,694 --> 00:37:19,094
چیزی نمونده

705
00:37:19,947 --> 00:37:21,633
دیر می‌رسید

706
00:37:21,657 --> 00:37:23,057
چرا؟

707
00:37:23,784 --> 00:37:25,619
چون پیداش کردم

708
00:37:30,832 --> 00:37:32,727
ملاقات با شما مایه‌ی افتخاره

709
00:37:32,751 --> 00:37:36,689
هر چقدر هم که بابت ازخودگذشتگی‌تون
ازتون تشکر کنیم کمـه

710
00:37:36,713 --> 00:37:39,383
تا ابد مدیونِ شماییم

711
00:37:39,682 --> 00:37:41,559
باید برم، ریچر

712
00:37:42,761 --> 00:37:44,388
قطع کرد

713
00:38:06,368 --> 00:38:08,221
آهای. وایسا

714
00:38:08,245 --> 00:38:11,265
ورودی اصلی. یه غول بیابونی
همین الان از اینجا رد شد

715
00:38:29,386 --> 00:38:30,786
!آهای

716
00:38:30,926 --> 00:38:51,926
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

717
00:38:52,205 --> 00:38:54,206
<font color="#00f300">♪ Rancid - Time Bomb ♪</font>

